دانلود فایل های آموزشی

دانلود نمونه سوال فایل های آموزشی و پژوهشی نقد و بررسی مظالب دانشگاهی پروژه های دانشجویی تحقیق و مقاله

برای دانلود متن کامل پایان نامه ها اینجا کلیک کنید

4f/ss (318)

4f/ss (318)

استانداردهای‌ کنترل کیفیت

یکی از استانداردهای حسابرسی، استاندارد کنترل کیفیت کار حسابرسی است که در بخش ۲۲ استانداردهای حسابرسی مطرح شده است. در این بخش، کار حسابرسی به معنای اشتغال حرفه‌ای درحرفه حسابرسی مطرح شده و محدود به کار اجرایی نیست.

‌چنان که در مقدمه استانداردهای حسابرسی مصوب سال ۷۸ مطرح شده، این استانداردها مجموعه‌ای از اصول بنیادی و روشهای اساسی و رهنمودهایی است که برای اجرای کار حسابرسی تدوین می‌شود. در این رابطه همواره در اصول کلی حسابرسی ذکر شده که حسابرسی باید براساس استانداردهای مربوط انجام شود. بنابراین در‌بند<حدود‌رسیدگی> گزارش حسابرسی، همیشه برهمین نکته تاکید می‌شود که حسابرسی براساس استانداردهای حسابرسی انجام شده است.

یکی از استانداردهای حسابرسی، استاندارد کنترل کیفیت کار حسابرسی است که در بخش ۲۲ استانداردهای حسابرسی مطرح شده است. در این بخش، کار حسابرسی به معنای اشتغال حرفه‌ای درحرفه حسابرسی مطرح شده و محدود به کار اجرایی نیست. در این رابطه سیاستها و روشهای کنترل کیفیت در دو سطح موسسات و در سطح هرکار حسابرسی مطرح شده است. بنابراین چنین برداشت می‌شود که طیف این استاندارد وسیع و گسترده است.

مقاله حاضر برگرفته از سخنرانی زنده یاد مرحوم سیامک جوانبخت است که در همایش کنترل کیفیت در تاریخ پانزدهم اردیبهشت سال جاری در محل سازمان حسابرسی، بوسیله ایشان برای شرکت کنندگان ایراد شد.

سیاستها و روشهای کنترل کیفیت در سطح موسسات حسابرسی

موسسات حسابرسی ‌باید سیاستها و روشهایی را تدوین و مستقر کنند تا مطمئن شوند که عملیات حسابرسی آنها براساس استانداردهای حسابرسی انجام می‌شود. این استاندارد یک سیستم کنترل داخلی یا محیط کنترلی برای این حرفه ایجاد می‌کند تا فعالیت حسابرسی به‌نحو مناسب انجام شود. البته سیاستها و روشها در سطح موسسات حسابرسی بستگی به سازماندهی و حجم و گستردگی موسسات حسابرسی و مراکز جغرافیایی آنها و همچنین به رابطه منافع با مخارج بستگی دارد.

اولین قسمت سیاستها و روشهای کنترل کیفیت، الزامات حرفه‌ای است. کارکنان موسسه حسابرسی باید به اصول استقلا‌ل، رازداری و درستکاری و رفتار حرفه‌ای پایبند بوده و آن را رعایت کنند. به‌نظر می‌رسد با توجه به اهمیتی که اخلا‌ق حرفه‌ای دارد، این موضوع در صدر سیاستها و روشها قرارگرفته‌است.

کار حسابرسی برمبنای اخلا‌قیات پایه گذاری شده است. سنگ بنای کارحسابرسی براساس انتخاب افرادی است که از نظر اخلا‌قیات در سطح بالایی قرار داشته‌ باشند.

مهمترین ویژگی مورد نیاز برای این افراد استقلا‌ل است بطوری که باید بیطرف، رازدار و دارای رفتار حرفه‌ای که درستکاری از مبانی آن است، باشند و نباید روابطی مالی با صاحبکار از ‌نظر مشارکت یا سرمایه‌گذاریها داشته باشند.

چنانچه این ویژگی را تقویت کنیم، به‌نظر می‌رسد استفاده کنندگان اعتماد بیشتری نسبت به جامعه حرفه‌ا ی پیدا خواهند کرد. اعتلا‌ی اخلا‌ق و رفتار حرفه‌ای نیاز به آموزش دارد لذا باید مبانی رفتار حرفه‌ای را تدوین کنیم و به کارکنان موسسه حسابرسی مقاله حاضربرگرفته از سخنرانی زنده یاد مرحوم سیامک جوانبخت است که در همایش کنترل کیفیت در تاریخ پانزدهم اردیبهشت سال جاری در محل سازمان حسابرسی، بوسیله ایشان برای شرکت کنندگان ایراد شد. آموزش کامل بدهیم. این آموزش را می‌توان از راههای مختلف انجام داد، به صورت اطلا‌عیه‌هایی که به آنها داده می‌شود، یا کلا‌سهای آموزشی که برای آنها برگزارمی‌شود. همچنین به منظور داشتن اعتماد نسبت به رعایت اخلا‌ق حرفه‌ای ضروری است که از‌حسابرسان درکارهای مختلف تاییدیه‌ای در رابطه با استقلا‌ل و نداشتن روابط منع شده با واحدهای مورد رسیدگی دریافت شود. این مجموعه الزامات حرفه‌ای است که به‌نظر می‌رسد برای زیرساخت یک موسسه حسابرسی اهمیت خاصی دارد. حال اگر سازمان حسابرسی را به عنوان نمونه بررسی کنیم می‌بینیم که آیین رفتار حرفه‌ای در این سازمان تهیه و تدوین شده، بخشنامه‌های مختلفی در رابطه باحفظ استقلا‌ل کارکنان حرفه‌ای در واحدها، از طرف مدیریت سازمان تهیه و ابلا‌غ شده، ودر هنگام استخدام تاییدیه‌ای مبنی بر رعایت اصول و موازین حرفه‌ای از آنها دریافت می‌شود. ضمناً در برنامه‌های آموزشی سازمان نیز مبحث اخلا‌ق و رفتار حرفه‌ای نیز گنجانده شده که به‌نحو مناسب اجرا می‌شود.

قسمت دوم سیاستها و روشهای کنترل کیفیت در سطح موسسات حسابرسی مهارت و صلا‌حیت حرفه‌ای است. خصوصیات اخلا‌قی شرط ابتدایی در مورد اشخاصی است که می‌خواهند در این حرفه کارکنند. شرط دوم این است که این افراد باید دارای صلا‌حیت حرفه‌ای و تخصصی بوده و آموزشهای لا‌زم را نیز ببینند تا بتوانند وظایف خود را آگاهانه انجام دهند وقادر باشند با بکارگیری دانش و مهارت خویش، مراقبتهای حرفه‌ای را در اجرای وظایف خود به کاربرند.

حسابرسان با این ویژگیها باید در ضمن کار نیز آموزش ببینند ومهارت و دانش آنها افزایش یابد. به‌نظر می‌رسد اگر افراد ماهری را هم بکار بگیریم ولی به آنها آموزش مستمر بمنظور افزایش مهارت و دانش آنها داده نشود، کیفیت مورد انتظار حاصل نخواهد شد.

در ارتباط با انتخاب کارکنان از نظر دانش و صلا‌حیت فنی، روشهایی در استانداردها پیش‌بینی شده که نمونه‌هایی از آن به شرح زیرا ست.

هر موسسه حسابرسی باید با توجه به نیاز پرسنلی خود که تابع حجم کارهای در دست و یا کارهایی است که در آینده به موسسه ارجاع خواهد شد برنامه‌ای برای استخدام داشته باشد. مسئولا‌ن استخدام باید خود از صلا‌حیتهای حرفه‌ای (ا داری و تخصصی) برخوردار باشند.

به منظور استخدام باید شرایط و معیارهایی از پیش تعیین شود به طوریکه این معیارها دربرگیرنده‡ متغیرهایی مانند هوش، استعداد، درستکاری، صداقت ، انگیزه‌ها، استعداد حرفه‌ای، سوابق تحصیلی، موفقیتها وتجارب باشد.

پس برای ارزیابی داوطلبان استخدام در موسسه حسابرسی به شرایط و معیارهایی نیاز است که در این میان عنصرهای اخلا‌قی و بعضی خصایص شخصی بسیار مهم است. هوش و استعداد حسابرسان باید در سطح خوبی باشد.

نگهداری سوابق استخدامی در موسسه‌های حسابرسی مهم است. باید همواره سوابق استخدامی یکایک کارکنان موسسه حسابرسی حفظ شود . در پرونده سوابق استخدامی حسابرس وجود مدارکی نظیر درخواست همکاری، مستندات مربوط به مصاحبه، مدارک مربوط به سوابق تجربی و آموزشی و گواهی کار از کارفرمایان قبلی اهمیت خاصی دارد.

پس از استخدام برای حفظ و ارتقای کیفیت و دانش حرفه‌ای کارکنان باید برنامه‌ر یزی لا‌زم برای آموزش مستمر حرفه‌ای تدوین شود. برای این‌کار باید <کمیته اعتلا‌ی حرفه‌ای> در موسسه حسابرسی در نظر گرفته شود. اعضای این کمیته ‌باید دارای وظایف مشخص و اختیارات کافی باشند و باید برمبنای تصمیمات آنها برنامه‌های آموزشی ‌طراحی شود.

در برنامه‌های آموزشی موسسات حرفه‌ای باید هدفها، نحوه آموزش و پیش‌نیازهای آموزشی گنجانده شود.

ضمناً آموزش در داخل موسسه حسابرسی، شرکت کارکنان در کمیته‌های مختلف، تهیه و توزیع مقالا‌ت حرفه‌ای و همچنین آشنا کردن کارکنان با استانداردهای حرفه‌ای جدید به این امر کمک می‌کند. همچنین برخی از برنامه‌ها را می‌توان به صورت آموزشهای خاص برای تربیت کارکنان متخصص در صنایعی مانند بیمه و بانک تدوین نموده و با بهره‌گیری از منابع خارج از موسسه، از جمله رهنمودهای انجمنهای حرفه‌ای، اجرا کرد.

در برنامه‌های آموزشی خارج از سازمان، شرکت کارکنان در سمینارها را نیز می‌توان گنجاند. لا‌زمه اجرای مناسب برنامه‌های اعتلا‌ی حرفه‌ای نظارت براجرای آموزش است. سوابق‌آموزشی در سطح کل موسسه و تک تک کارکنان باید در قسمت آموزش نگهداری شود.

درخصوص‌ارتقای حرفه‌ای کارکنان، باید دستورعمل‌های خاصی داشته باشیم که در آن مسئولیتهای رده‌های مختلف تعیین شده باشد، ارزیابی عملکردشان انجام شود و شرایط ارتقا به رده‌های بالا‌تر تعیین شود و اینها قاعدتاً باید از طریق تعیین وظایف حرفه‌ای و ارزیابی آنها در مراحل مختلف کار حسابرسی از طریق آزمون دانش فنی، تواناییها و تحلیل قضاوتها و مهارتها و رهبری، چگونگی ارتباط با صاحبکار، ارزیابی گردد. ضمناً داوطلبان استخدام در موسسه نیز باید به این مسائل آگاهی کامل داشته باشند.

در زمینه‡ تقسیم کار حسابرسی نیز می‌دانیم که قاعدتاً کار توسط یک نفر انجام نمی‌شود. بنابراین کار حسابرسی باید با توجه به نوع و حجم کار تقسیم و زمانبندی شود. این تقسیم کار اهمیت خاصی دارد. در تقسیم کار باید به پیچیدگی و حجم کار و ضوابط استقلا‌ل توجه خاص شود.

پس باید افرادی واجد شرایط و تحت سرپرستی مناسب به‌نحو مطلوب کاری را به سامان برسانند. هر مرحله کار حسابرسی باید چنان هدایت و سرپرستی و بررسی شود که از انجام کار با کیفیت مناسب اطمینان به دست آید. پس هدایت و سرپرستی و بررسی مجدد کار جزو الزاماتی است که باید سرلوحه سیاستها و روشها قرار گیرد.

در انجام کار حسابرسی باید از نظر کارشناسان استفاده شود ودر تدوین رهنمودهایی که در زمینه مشاوره تدارک دیده می‌شود ‌باید زمینه‌های مناسب و منابعی دستیافتنی مطرح شود و به آگاهی کارکنان برسد. در این زمینه می‌توان از نظر مشورتی کارشناسان صنعتی، حقوقی، انجمنهای حرفه‌ای یا کمیته‌های تخصصی داخلی کمک گرفت. در ارتباط با مسائل فنی نیاز مبرمی به کارشناسان فنی در ارتباط با طرحهای عمرانی و طرحهای افزایش سرمایه داریم که بنظر می‌رسد همکاری آنها در انجام کار تاثیر زیادی در کیفیت کار خواهد داشت.

مطلب دیگر در مورد پذیرش و حفظ صاحبکار است. در این زمینه، الزام شده است که صاحبکاران باید به‌طور مستمر ارزیابی شوند. ارزیابی صاحبکاران از بُعد استقلا‌ل موسسه حسابرسی، توانایی موسسه حسابرسی در ارتباط با ارائه خدمات به آنها و الزامات قانونی پذیرش صاحبکار و از همه مهمتر درستکاری صاحبکاران بسیار اهمیت دارد. پس قبل از اینکه صاحبکاران پذیرش شوند باید از این دیدگاهها مورد ارزیابی قرار بگیرند.

ضمانت اجرای سیاستها و روشهای کنترل کیفیت در سطح موسسات حسابرسی، بررسی و بازبینی مستمر آنها می‌باشد. برای بررسی و بازبینی باید برنامه زمانبندی مشخص وجود داشته باشد و در دو بُعد انجام شود. یکی اینکه مسئله رعایت سیاستها و روشهای اجرا شده را آزمون کنیم و از بُعد دیگر، چگونگی اجرای عناصر کنترل کیفیت و نتایج آن در کار حسابرسی را بررسی نماییم بطوری که اطمینان پیدا کنیم در صورتی که نیاز به تغییرات داشته باشد، نسبت به تغییرات آنها اقدام لا‌زم صورت می‌گیرد.

اگر کنترل کیفیت کار را در سطح یک کار حسابرسی‌خلا‌صه کنیم، حسابرس در هر کار حسابرسی باید توجه داشته باشد که سیاست کنترل کیفیت موسسه و روشهای مناسب برقرار و درحال اجراست. نقش حسابرس به عنوان مسئول حسابرسی، درهدایت کارکنان در این جهت بسیار مهم است. اطمینان از اجرای درست روشهای حسابرسی، طرح کلی حسابرسی، وبرنامه‌های حسابرسی اهمیت اساسی دارد.

در تمام سطوح کار حسابرسی باید مسئولیت سرپرستی وجود داشته باشد. مسئولیت سرپرستی نظارت بر پیشرفت کار است که از طریق پیگیری کار از رده‌های بالا‌تر و اینکه کارکنان با مهارتهای مناسب کار حسابرسی را طبق برنامه انجام می‌دهند، انجام می‌شود.اطمینان از این مسئله می‌تواند نظارت و پیشرفت کار را عمیق و اجرایی کند. بررسی و تحلیل نتایج آنها، آثار آنها بر طرح کلی و برنامه‌های حسابرسی، ممکن است تغییراتی در کار حسابرسی ایجاد کند. که این البته بخشی از سرپرستی کار است.

بعد از این باید کار به وسیله رده‌های بالا‌تر بررسی شود و افرادی با صلا‌حیت بالا‌تر اجرای کامل برنامه‌های حسابرسی، بررسی مستندات و حل و فصل تمام موضوعات ناتمام را نظارت و سرپرستی‌‌نمایند.

در قسمت بررسی، کسی که مسئولیت نهایی حسابرسی را برعهده دارد باید طرح کلی حسابرسی و برنامه‌های حسابرسی، برآورد خطرذاتی و خطر کنترل و آزمون رعایت روشها، هرگونه تعدیل ناشی از آنها با بررسیهای اولیه‌ای که انجام شده، مستندسازی شواهد حسابرسی و نحوه گردآوری و نتیجه‌گیری آنها در پیشنویس گزارش را بررسی کند. همچنین مشاوره‌هایی که از اشخاص و کارشناسان گرفته شده باید به وسیله این مسئولا‌ن بررسی و صورتهای مالی، تعدیلا‌ت پیشنهادی و پیش‌نویس گزارش حسابرس ‌مورد بازبینی قرار گیرد.

رعایت استاندارد کنترل کیفیت ضامن بقای حرفه است . لذا بنظر می‌رسد در هر موسسه حسابرسی و در هر نوع کار حسابرسی، استاندارد کنترل کیفیت محیط و زمینه مساعدی ایجاد می‌کند که افرادی حرفه‌ای، مسئولیتهای خود را با کیفیت بالا‌ انجام دهند. ضمناً این اطمینان ایجاد می‌شود که ادعاهای حسابرس در اعتباردهی به صورتهای مالی، با صداقت و درستی و با درک کافی از مسئولیت حسابرسان در قبال جامعه انجام شده است.

6f/2 (34536)

6f/2 (34536)

موضوع تحقیق: سردرد و میگرن

 سردرد تنشی (Tension Headache)

مرور کلی 

سردرد تنشی شایعترین نوع سردرد می باشد که حدود 40 درصد افراد در مقطعی از زندگی خود به آن مبتلا خواهند شد. این نوع سردرد در اثر بیماری خاصی ایجاد نشده و اغلب بعنوان یک سردرد « طبیعی » تقسیم بندی می شود. این نوع سردرد به دو گروه عمده تقسیم می شود.

1-     سردرد حمله ای : که کمتر از 15 بار در ماه به فرد دست می دهد.

2-     سردرد مزمن : که 15 بار یا بیشتر در طول ماه به سردرد دچار می شود.

اگر چه بیمارانی که به این نوع سردرد مبتلا هستند اغلب احساس تنش عضلانی ( Muscular Tension ) را گزارش می دهند ولی هیچگونه شواهد واضحی برای ارتباط این گرفتگی و تنش عضلانی، با سردرد همراه این بیماران وجود ندارند. گمان می رود، بروز این سردرد احتمالاً بعلت تغییرات مواد شیمیائی مغزی بوده که باعث ایجاد درد بخاطر تأثیر روی عروق و اعصاب اطراف مغز می شود. این مکانیسم ایجاد سردرد مشابه مکانیسم ایجاد سردرد میگرن می باشد.

علائم

          سردرد تنشی معمولاً بعد از ظهر یا ساعات اولیه غروب ایجاد می شود و شدت آن در طول زمان کم و زیاد می شود. علامت اصلی این سردرد معمولاً احساس سفتی اطراف سر می باشد مثل اینکه دور سر را با یک باند و یا پارچه محکم ببندند و یا اینکه سر بین یک گیره آهنگری قرارداده و محکم فشار دهند. گردن و عضلات شانه اغلب سفت بوده و در هنگام لمس دردناک هستند. سایر علائم شامل اختلال در تمرکز و اختلال در خواب می باشد.

          بعضی از بیماران همزمان علائم سردرد تنشی و سردرد میگرنی را با هم دارند. این حالت که ناشایع هم نیست به این صورت رخ می دهد که سردرد  آنها با نورهای درخشان و صدای بلند بدتر می شود ( حاتب که در میگرن رخ می دهد ) اما نوع سر درد آنها مداوم و غیر ضرباندار بوده که مشخصه سردرد تنشی است یعنی خصوصیات هر دو نوع سردرد را با هم دارند.

تشخیص

   هیچ تست اختصاصی برای تائید تشخیص این نوع سر درد وجود ندارد و تشخیص براساس علائم بیمار ، تاریخچه پزشکی وی و معاینات فیزیکی او داده می شود. البته در بعضی از بیماران ممکن است CT اسکن یا  MRI ( در صورتیکه سردرد با علائم غیر معمول و غیر منتظره همراه باشد) درخواست شود تا بعضی از تشخیصهای مهم از قلم نیفتند.

 

دوره سردرد

          یک دوره سردرد تنشی ممکن است فقط چند ساعت طول کشیده و یا گاهی یک روز و حتی بیشتر ادامه یابد. سردرد مزمن تنشی نیز به سردردی گفته می شود که قسمتی یا تمام طول روز و در اکثر روزهای هفته فرد را درگیر کند اگر چه شدت آن می تواند کم و زیاد شده و در طول زمان تغییر کند.

پیشگیری

          تکنیکهای تن آرامی ( Relaxation) و اجتناب از موقعیتهای استرس زا می تواند به جلوگیری از وقوع سردرد تنشی کمک کند. در بعضی از بیماران تجویز روزانه بعضی از داورها نیز می تواند کمک کننده باشد که از مهمترین آنها ضد افسردگیهای سه حلقه ای می باشدکه برای جلوگیری از ایجاد سردرد تنشی مصرف شده و حتی در کسانی که مبتلا به افسردگی نیستند این داروها در کنترل حملات سردرد مؤثر می باشند.

درمان

    برای سردردهای تنشی موردی که کمتر از 3 بار در هفته رخ می دهند داروهای مسکن ساده ای مثل آسپرین، استامینوفن و ایبوپروفن موثر می باشند ولی عیب آنها این است که ممکن است فرد به آنها عادت کرده و دیگر نتواند آنها را کنار بگذارد. باید توجه داشت استفاده از مسکنهای ساده فقط برای حملات کمتر از 3 بار در هفته مجاز است و اگر تعداد حملات بیشتر باشد، استفاده مکرر از این داروها می تواند، باعث نوعی سردرد بنام « سردرد بازگشتی » در روزهائی شود که فرد قرصهای مسکن را استفاده نمی کند.

اما درمان سردرد مزمن تنشی بسیار مشکل است، خصوصاً که پدیده " سردرد بازگشتی" در روزهائی که این افراد مسکن استفاده نمی کنند، بیشتر از سردردهای غیر مزمن و موردی تنشی است. بنابراین استفاده از داروهای پیشگیرنده و تجویز روزانه آنها ( مثل داروهای ضد افسردگی سه حلقه ای) و در این افراد مفید می باشد. بعضی از افراد می توانند سردرد تنشی خود را بدون استفاده از دارو درمان کنند، استفاده از کمپرس آب سرد و یا استفاده از گرمای موضعی در محل سفتی عضلانی و سردرد می تواند بسیار کمک کننده باشد. ماساژ نواحی سفت در گردن و یا شانه نیز می تواند کمک کننده باشند. تکنیکهای تن آرامی مثل نفسهای عمیق کشیدن و یا کمک گرفتن از روشهائی مثل طب سوزنی و بیوفیدبک هم می تواند در کنترل حملات سردرد مؤثر باشد.چه موقع باید به پزشک مراجعه کرد ؟

          بیشتر سردردها خطر عمده ای برای فرد ندارند و بندرت سردرد ممکن است علامتی از یک بیماری خطرناک زمینه ای در او باشد. اگر سردرد شما بدون درمان و و یا با استفاده مسکنهای ساده براحتی رفع می شود، دلیلی برای مراجعه به پزشک وجود ندارد ولی اگر هرگونه از علائمی که در زیر به آنها اشاره می شود همراه با سردرد دیده شد، باید بلافاصله با پزشک تماس گرفت.

– سردردی که پس از صدمه ضربه به سر ایجاد می شود.

– سردردی که همراه با استفراغ و یا تب می باشد.

– سردردی که با تاری دید، اختلال در صحبت کردن و یا کرختی و ضعف دستها و یا پاها همراه است.

– سردردی که در طول زمان هم شدت آن و هم تعداد حملات آن افزایش می یابد.

– سردردی که بسیار سریع بوده و حالت صاعقه مانند دارد و همراه با کاهش سطح هوشیاری است.

– سردردی که برای کنترل آن احتیاج به مصرف روزانه داروهای ضد درد می باشد.

روند و عاقبت بیماری

          اکثر موارد سردرد تنشی خودبخود و در گذر زمان رفع شده ولی استفاده از داروهای ضد درد و همچنین پرهیز از موقعیتهای استرس زا به بهبودی سریعتر و کاهش دفعات ابتلا به سردرد کمک می کند.سردرد میگرن

مرور کلی

          میگرن یک بیماری شایع به حساب می آید و اکثراً افرادی که به میگرن مبتلا هستند ، دچار حملات مکرر سردرد برای مدت چندین سال می باشند.  سر درد میگرن معمولاً بصورت ضربان دار بوده که اغلب با تهوع و اختلال در بینائی نیز همراه است. گر چه اکثر موراد میگرن می تواند شدید باشد ولی هر سردرد شدیدی میگرن نبوده و گاهی سردرد میگرن بصورت یک درد خفیف خود را نشان می دهد.

   شیوع میگرن که در جوامع مختلف متفاوت است ولی حدود 20% افراد در طول عمر خود ممکن است حمله میگرن را تجربه کنند که نیمی از این افراد اولین حمله  را در سنین کودکی و یا نوجوانی تجربه کرده و حدود 3/2 مبتلایان به این سردرد زنان می باشند، که احتمالاً بخاطر تأثیر هورمونهای زنانه شیوع میگرن در آنها بیشتر است. همچنین سردرد میگرن در بعضی از خانواده ها شایعتر می باشد و افرادی که بستگان درجه اول و دوم آنها به میگرن مبتلا هستند ، احتمال ابتلا به میگرن در آنها بالاتر است.

      هنوز پس از سالها تحقیق علت ایجاد این سردرد مشخص نشده است. ولی حدس زده می شود. درد میگرن در اثر تورم عروق خونی و اعصاب اطراف مغز که به « ساقه مغز » معروف است ایجاد می شود. یک ماده شیمیائی موجود در مغز بنام سروتونین بنظر می آید که نقش اصلی را در این بیماری داشته باشد، گرچه هنوز عاملی که باعث این تغییرات در فعالیت ساقه مغز و سطح سروتونین می شود بخوبی شناخته نشده است.

علائم بیماری

          میگرن یک سردرد ضرباندار است که می تواند در یک طرف هر دو طرف سر ایجاد شود. سردرد میگرن معمولاً با تهوع، استفراغ ، و یا کاهش اشتها همراه است. فعالیت فیزیکی ، نورهای درخشان و یا صداهای بلند می توانند سردرد را بدتر کنند و معمولاً فرد دچار سردرد میگرن ، پس از شروع سردرد به محلی تاریک ، آرام و خنک می رود تا سردرد او رفع شود. بیشتر حملات میگرن بین 12-4 ساعت طول می کشد اگر چه در این زمان می تواند کوتاهتر و بلندتر از مدت ذکر شده باشد. یکی از خصوصیات منحصر به فرد میگرن احساس غیر معمولی می باشد که قبل از شروع حمله به فرد دست می دهد و به آن « پیش درآمد » می گویند. علائم پیش درآمد می تواند شامل خستگی ، گرسنگی و یا احساس عصبانیت باشد. همچنین میگرن دارای « پس اثر » نیز بوده که پس از حمله این احساس به فرد دست داده و شامل احساس تهی شدن از انرژی بوده که ممکن است برای یک تا دو روز پس از یک حمله شدید میگرن ادامه یابد . البته  باید متذکر شد که تمامی افرادی که مبتلابه میگرن هستند دچار « پیش درآمد » یا « پس اثر » میگرن نمی شوند.

  یک خصوصیت دیگر میگرن که البته در بیماری صرع نیز ممکن است دیده شود وجود « علائم مقدماتی » یا ( Aura) می باشد. این علائم مقدماتی کمی قبل از حمله میگرن رخ داده و بصورت اختلال بینائی، تاری دید و یا دیدن نورهای ضرباندار و چشمک زن می باشد.این علائم که حدود 30-15دقیقه طول می کشند به فرد هشدار می دهند که سردرد میگرن بزودی آغاز خواهد شد. گاهی علائم مقدماتی حواس شنوائی، بویائی و یا چشائی را درگیر می کند. البته « علائم مقدماتی » هم مثل « پیش درآمد » و یا « پس اثر » در تمام افراد مبتلا به میگرن رخ نداده و خیلی موارد میگرن بدون « علائم مقدماتی » رخ می دهد و از آن جالبتر اینکه بعضی از موارد علائم مقدماتی نیز بدون حمله میگرن پس از آن رخ می دهد.

      در موارد نادری نیز میگرن بصورت علائم نورولوژیک غیر معمول مثل گیجی ، کاهش بینائی ، حالت سوزن سوزن شدن و کرختی و ضعف و … بروز می کند.

   حمله میگرن گاهی توسط بعضی از فعالیتها، غذاها، بوها و حتی احساسات تحریک شده بروز می کند. همچنین بعضی از بیماران زمانی که دچار استرس می شوند، حمله میگرن به سراغ آنها می آید در حالیکه عده ای دیگر پس از اینکه استرس آنها رفع شد، ممکن است دچار حمله میگرن شوند ( مثلاً روز بعد از یک امتحان و یا ملاقات مهم ). زنان نیز به تجربه در می یابند که حملات میگرن آنها در زمان حوالی قاعدگی بدتر می شود و شدیدتر است.    

تشخیص

      پزشک معمولاً از روی تاریخچه پزشکی بیمار و معاینه فیزیکی او میگرن را تشخیص می دهد و افراد مبتلا به میگرن در اکثر موارد معاینه فیزیکی و معاینه عصبی طبیعی دارند. هیچ تست مخصوصی برای تشخیص میگرن وجود ندارد و آزمایشاتی مثل CT اسکن و MRI مغز معمولاً طبیعی هستند . البته ممکن است پزشک آزمایشات دیگری را توصیه کند خصوصاً در افرادی که خصوصیات سردرد در آنها کاملاً منطبق با میگرن معمولی نمی باشد و یا اینکه علاوه بر علائم میگرن ، علائم آزار دهنده دیگری دارند. البته اگر هر گونه شکی در تشخیص میگرن وجود داشته باشد مشاوره با یک متخصص مغز و اعصاب انجام خواهد شد.

طول مدت سردرد

          سردرد میگرن می تواند چند ساعت تا چند روز طول بکشد و فرد مبتلا به میگرن ممکن است چندین بار در ماه دچار حملات بیماری شود. البته هستند افرادی که در طول دوره زندگی خود فقط یک بار دچار حمله میگرن می شوند و در طرف دیگر طیف افرادی که بیش از 3 حمله در هفته را تجربه می کنند وجود دارند.

پیشگیری

          البته نمی توان از تمام حملات میگرن پیشگیری کرد ولی می توان با شناسائی عواملی که باعث تحریک و ایجاد حملات بیماری می شوند از تعداد حملات بیماری و شدت آنها کاست شایعترین عواملی که که حمله میگرن را تحریک می کنند:

– کافئین ( چه مصرف زیاد آن و چه قطع کردن آن پس از مدت طولانی )

– بعضی از غذاها و نوشیدنی ها که حاوی تیرامین هستند مثل پنیر خصوصاً پنیر مانده، گوشت و نوشیدنی های تخمیر شده و همچنین غذاهای حاوی سولفیت مانند غذاهای کنسرو شده ، انواع شرابها ، سوسیس ، کالباس و سایر گوشتهای فرآروی شده

– استرس و یا حتی رهائی ا زاسترس که می تواند باعث جمله بیماری شود.

– هورمونها ( مصرف قرصهای جلوگیری از بارداری و یا در هنگام قاعدگی )

– کمبود خواب و یا اختلال در الگوی خواب فرد

– سفر و یا تغییر آب و هوا و یا ارتفاع محل زندگی

– مصرف بیش از حد مسکنها و درمانهای ضد درد.

          البته حتی اگر شما از تمام عوامل تحریک کننده میگرن اجتناب کنید باز گاهگاهی دچار حملات میگرن خواهید شد. برای کاهش حملات میگرن بعضی از بیماران از روشهای دیگر مثل یوگا، بیوفیدبک، طب سوزنی ، ماساژ و ورزش منظم استفاده می کنند.

درمان

          اینکه برای درمان میگرن از چه داروهایی استفاده شود، به شدت و تعداد حملات بیماری بستگی دارد. بیمارانی که فقط چند بار در سال دچار حملات میگرن می شوند، به خوبی به مسکنهای عادی و بدون نسخه پزشک پاسخ می دهند. البته در همین افراد هم اگر شدت درد به حدی باشد که با فعالیتهای عادی فرد تداخل کند و مسکنهای ساده نیز درد را کاهش ندهند، مراجعه به پزشک و تجویز داروهای قویتر الزامی است.

          دو نوع درمان برای میگرن مورد استفاده قرار می گیرد یکی از داروهائی که با شروع سر درد مصرف شده و به آن « داروهای تسکینی » می گویند و دیگری  داروهائی که هر روز مصرف می شوند تا از بروز حملات بیماری جلوگیری کرده و تعداد حملات بیماری را کاهش دهند که به این نوع داروها « داروهای پیشگیرانه » می گویند.          اینکه چه موقع از داورهای تسکینی و چه موقع از داروهای پیشگیرنده استفاده شود در هر فردی متفاوت است در گذشته برای کسانیکه در طول ماه دو یا بیش از دو حمله میگرن داشتند ، درمان پییشگرانه را آغاز می کردند ولی امروزه درمان پیشگیرانه در موارد زیر توصیه می شود:

– کسانیکه خیلی بندرت دچار حمله بیماری می شوند ولی با هر بار حمله خوب به درمان تسکینی جواب نداده و درد زیادی را تحمل می کنند.

– کسانیکه مکرر دچار حملات میگرن می شوند.

– کسانیکه دچار استفاده زیاد از مسکنها و آرامبخشها شده اند.

– کسانیکه حتی حملات محدود بیماری برای آنها هزینه زیادی دارد ( مثلاً غیبت از شغل و کار مهم ).

– کسانیکه دچار میگرن با علائم عصبی غیر معمول هستند ( میگرن عارضه دار ).

1-     درمان تسکینی

         در صورتیکه امکان آن وجود داشته باشد این نوع درمان بلافاصله پس از علائم مقدماتی و یا شروع سردرد باید آغاز شود.البته اشکال این روش آن است که در کسانیکه زیاد دچار علائم مقدماتی و یا سردرد میگرن می شوند، مصرف مداوم مسکنها می تواند باعث ایجاد سردردی مزمن شود که روزهای متمادی  رخ داده و دلیل و علت مشخص را نمی توان برای آن پیدا کرد.

          داروهای ساده مسکن مثل استامینوفن، ایبوپروفن، آسپرین ، و ناپروکسن، اگر در مراحل اولیه سردرد مصرف شوند، ممکن است برای کنترل درد کافی باشند . علاوه بر آن امروزه داروهای ترکیبی که از چند دارو تشکیل شده اند نیز در دسترس بوده که نسبت به داروهای ساده معمولاً از تأثیر بهتری برای کاهش درد برخوردار هستند مثل ترکیب آسپرین، استامینوفن و کافئین ( که Excedrin نامیده می شود)

          سایر داروهای دیگر که اختصاصی تر برای درمان سردرد میگرن می باشند مثل گروه تریپتانها که از آنها می توان که از آنها به سوماتریپتان اشاره کرد و گروه داروهای ارگوتامینی که شامل داروهائی مثل ارگوتامین زیر زبانی و یا آمپول دی هیدروارگوتامین و یا قرصهای ارگوتامین سی می باشند.

          علاوه بر داروهای فوق، اکثر بیماران هراه با سردرد دچار تهوع (با یا بدون استفراغ) می شوند که استفاده از قرص و یا شیافهای ضد تهوع را در آنها اجباری می کند.

          میزان مصرف این داروها برای کاهش درد در افراد مختلف، متفاوت بوده و معمولاً افراد با توجه به شدت سردردهای قبلی، میزان مصرف خود را تنظیم می کنند و درخیلی از موارد کاهش درد به حد قابل تحمل و نه از بین رفتن کامل آن می تواند بعنوان یک هدف درمانی مد نظر قرار گیرد.

2-     درمانهای پیشگیرانه

          داروهای زیادی وجود دارند که مصرف مداوم آنها باعث کاهش علامت سردرد می شود. بهترین گروه داروهای پیشگیرنده که از نظر علمی مؤثرتر از بقیه بوده اند در زیر لیست شده اند :

– گروه مسدود کننده های گیرنده بتا: از این گروه پروپرانولول و نادولول هم از لحاظ تأثیر و هم ایمنی مصرف دارو، قابل ذکرند.از این گروه بعنوان جایگزین متوپرولول و آتنولول مصرف می شوند.- گروه داروهای ضد صرع : در این گروه داروها از والپرات سدیم شواهد بیشتری برای تأثیر در کاهش حملات سردرد در دسترس می باشد. گاباپنتین و توپیرامات نیز مؤثرند.

– ضد افسردگیهای سه حلقه ای : این گروه داروها گرچه برای کاهش حملات میگرن بسیار مؤثر می باشند ولی گاهی عوارض جانبی آزار دهنده ای مثل گیجی، تاری دید، خشکی دهان و یبوست ایجاد می کنند . بهترین انتخاب از داروهای این گروه نورترپتیلین است گر چه سایر داروهای این دسته نیز استفاده می شوند.

– داروهای ضد سروتونین : متی سرژید که سالها مورد استفاده بوده و بسیار مؤثر است از این گروه قابل ذکر است ولی با توجه به عوارض وخیم آن و اینکه امروزه داروهای مؤثر دیگری در سایر گروهها وجود دارد دیگر از این گروه داروئی زیاد استفاده نمی شود.

          داروهای پیشگیرنده لازم است هر روز مصرف شوند تا مؤثر باشند. در انتخاب نوع داروهای پیشگیرنده پزشک سایر شرایط فرد بیمار را نیز در نظر می گیرد تا بهترین دارو برای بیمار شروع شود. مثلاً اگر دچار سردرد میگرن همزمان مبتلا به فشار خون باشد، گروه مسدود کننده های بتا که اثر ضد فشار خون نیز دارند، بهترین انتخاب می باشند ولی مثلاً اگر فرد مبتلا به سردرد، آسم نیز داشته باشند به هیچ وجه نباید مسدود کننده های بتا را برای آنها تجویز کرد.

          هرگز از ناموفق بودن اولین داروهای پیشگیرنده در کاهش حملات میگرن خود ناامید نشوید . گاهی ممکن است پزشک برای پیدا کردن داروی مناسب شما سه یا چهار دارو را تعویض کرده تا بهترین را برای شما انتخاب کند.

چه موقع باید به پزشک مراجعه کرد؟

          اگر هنگام ابتلا به میگرن سایر علائم خطرناکی که در زیر به آنها اشاره خواهد شد در شما مشاهد شود ممکن است مشورت با پزشک نتایج بهتری را برای شما به ارمغان آورد ، علائم خطرناک به شرح زیر است:

– سردرد میگرنی که در طول زمان به شدت آن افزوده شود.

– شروع سردرد میگرن پس از 40 سالگی

– سردرد شدیدی که ناگهان شروع می شود ( در عرض مدت کمی به اوج خود می رسد) و به سردردها صاعقه مانند معرف هستند.

– سردرد میگرنی که با ورزش، سرفه، عطسه و آمیزش جنسی بدتر می شود.

– سردردی که با علائم غیر معمول مثل از دست دادن بینائی ، اختلال در صحبت کردن و یا راه رفتن همراه باشد.

– سردرد میگرنی که پس از صدمه و ضربه به سر شروع شده باشد.

– سردرد میگرنی که همیشه در یک طرف سر اتفاق می افتد.

– سردرد میگرنی که با مشکلات خاص پزشکی دیگری مثل فشار خون بالا، ابتلا به سرطان و یا AIDS همراه است.

– سردرد میگرنی در کسی که سابقه خانوادگی اختلالات عروقی و گشاد شدگی عروق مغزی دارد.

         همچنین افراد مبتلا در صورتیکه سردرد آنها با مسکنهای ساده بدون نیاز به نسخه پزشک برطرف نشود و یا سردردی که از لحاظ شدت باعث اختلال در کار روزانه و فعالیتهای فرد شود و یا اگر هر روز به سراغ فرد بیاید مشورت با یک پزشک برای فرد مفید خواهد بود.

روند بیماری و آینده فرد مبتلا به میگرن

         بیشتر بیماران مبتلا به سردرد میگرن می توانند حملات گاهگاهی سردرد را تحمل کرده و به زندگی عادی خود ادامه دهند و همچنین اکثر بیماران به مرور راههای مقابله با سردرد و کاهش رنج ناشی از آنرا یاد می گیرند . بعلاوه در اکثر موارد از شدت سردرد میگرن پس از دهه ششم زندگی کاسته می شود.

         مطالعات جدید حاکی از آن است که در MRI افراد مبتلا به میگرن تغییرات جزئی و خفیفی دیده می شود ولی در هر صورت هیچگونه شواهد از اینکه سردرد میگرن باعث افزایش احتمال ابتلا به بیماریهائی مثل سکته مغزی، بیماری فراموشی و یا سایر بیماریهای مهم و جدی مغزی شود، در دسترس نمی باشد.

 

 


۰

gl/l (1078)

gl/l (1078)

شیوه‌هاى اصلی تحقیق

پرسشنامه

عوامل اخلالگری (آثار ناشی از پرسشگر)

مشاهده

تجربه

سایر شیوه های تحقیق

پرسشنامه

در درون جامعه‌شناسى ـ و شاید و استثناء مکتب تعامل‌گرائى نمادى ـ پرسشنامه مى‌تواند رایج‌ترین تکنیک تحقیق کاربردى باشد. در این مورد نیز باید به منابع مطالعاتى تخصصى اشاره کرد (از جمله آنگر ـ Anger، ۱۹۶۹؛ فیلیپس ـ Phillips، ۱۹۷۰؛ شویش ، ۱۹۷۳؛ هولم Holm ـ ؛ ۱۹۷۹ ـ ۱۹۷۵)؛ ما مى‌توانیم در این رابطه فقط ملاحظاتى چند براى جهت‌گیرى‌هاى نخستین داشته باشیم.

ابتدا تفکیک چند مطلب لازم مى‌نماید. از لحاظ محتواى پرسشنامه اغلب بین پرسش‌هاى‌ واقعى (مثلاً مربوط به سن، گذاران زندگی) و پرسش‌هاى مربوط به عقاید (مثلاً در مورد سیاستمداران یا نوعى کالا) تفاوت وجود دارد. تا آنجا که پرسش‌ها مربوط به باورها است، باز با کلیه مسائل نظرى و روش سنجش برداشت‌ها و اهمیت این برداشت‌ها براى رفتار واقعى مواجهیم (مثلاً رفتار انتخاب کنندگان، رفتار خریداران). بر این اساس آنچه در اینجا تحت عنوان ”آموزش پرسش‌ها“ عنوان شده، نقطه عطف نظرى‌اش را در تحقیق برداشت‌ها و همچنین در تحلیل اهمیت ”زبان“ به منزله ”محور اصلی“ فرآیندهاى ارتباطی، مى‌یابد.

براساس شکل پرسش‌گرى مى‌توان بین پرسش‌هاى شفاهى و کتبى فرق گذاشت. در مورد پرسش‌هاى کتبى مسائل نظارت خاصى مطرح مى‌شود، به‌علاوه پرسش‌هاى مجدد و تکمیلى (Rücklaudquote) مى‌تواند نتایج لازم را براى طرح برخى مسائل، از شکل اصلى خارج سازد. یکى از اشکال مهم پرسشگری، شیوه پرسش از طریق تلفن است که وقتى به‌کار برده مى‌شود که تسریع در رسیدن به نتایج، مورد نظر باشد.

برحسب بسامد، در مورد پرسشگرى یک‌باره یا چندباره تفاوت قائل مى‌شویم. گاه‌گاهى هم تحلیل‌هاى مقطعى و عرضى و یا طولى (Querschnitt) مطرح مى‌شود. در تحقیقات مبتنى بر مقاطع طولى جریانات و فرآیندهاى گسترش مورد آزمون قرار مى‌گیرند. به این ترتیب مثلاً نوع پرسش‌هاى مشابه در طى چند سال ”یا چند ماه“ دوباره در بین گروهى از افراد مشخص ارائه مى‌شود (فى‌المثل: تحول در برداشت‌هاى نسل جوان در مورد کار طى سال‌هاى ۱۹۷۰ ـ ۱۹۸۰) یا به همین گروه (مثلاً: تغییرات در برداشت‌هاى سیاسى آنان در تحقیق طولى وسیله طى نیم‌سال‌هاى متعدد). شکل فوق‌العاده و خاص تحقیق طولى وسیله پرسشگرى پانل (Panel) است: در اینجا محفل خاصى از افراد به‌طور منظم و مکرر درباره موضوع واحد (مثلاً شیوه مصرف) مورد پرسش قرار مى‌گیرند.

برحسب شیوه مصاحبه‌اى مى‌توان بین مصاحبه گروهى تفاوت قائل شد. در پرسشگرى گروهى اغلب مسئله تأثیرات یا اختلالات متقابل پیش مى‌آید. همچنین بیشتر اوقات یک یا چندین عقیده رهبرى کننده در گروه تبلور مى‌یابد که به نمایندگى از گروه جواب مى‌دهند. براى برخى از پرسشنامه‌ها ـ فى‌المثل تحقیق درباره فرآیندهاى گروهى ـ این آثار و نتایج متقابل به منزله عوامل اخلالگر شناخته نمى‌شوند، بلکه خود به منزله موضوع تحقیق اصلى به حساب مى‌آیند. در مقوله مصاحبه گروهى نیز مى‌توان تکنیک گفتگوى گروهى را مورد تأکید قرار داد که اغلب در خدمت کسب پیشنهادهاى اصلاحى یا اکتشاف عقیده واحد به‌کار مى‌رود.

برحسب درجه‌بندى ساختاری، پرسش‌هاى تهیه شده به‌صورت باز و بسته را از هم تمیز مى‌دهیم. در مورد پرسش‌هاى بسته مسئله اصلى عبارت است از ساختار حاکم بر محیط پرسش‌هاوئى که آنها را محدود مى‌کند، یعنى آنچه به‌طور کلى به ‌منزله نتیجه ممکن به نظر مى‌آید. پرسش‌هاى باز را اغلب به زحمت مى‌توان مورد ارزیابى قرار داد، اما با وجود این بیشتر از آنچه قبلاً به‌طور تلویحى مطرح شده، امکانات جوابگوئى را فراهم مى‌آورند. شکل فوق‌العاده پرسشگرى تکنیک پرسش‌هاى غیرمستقیم است که در آن جواب‌ها به‌طور مستقیم هدف قرار گرفته نمى‌شوند، بلکه از طریق راه‌هاى انحرافى طراحى شده به‌دست مى‌آیند. این نوع روش‌هاى طراحى شده نمونه‌ گویائى هستند براى آنچه از آنها به‌عنوان گفتگوى عمیق (مصاحبه‌هاى ژرفانگر) یاد مى‌کنند که در این نوع مصاحبه‌ها و پرسش‌گرى‌ها، از طریق پرسش‌هاى زیاد و بررسى دقیق عواطف، احساسات، انگیزه‌ها، اشکال گوناگون مشاهدات و غیره … به کشف قضایا مى‌پردازند که در شیوه‌هاى سطحى و ساختارى اکثراً به‌دست نمى‌آیند. با وجود این، طول این نوع مصاحبه‌ها به هیچ‌وجه معیارى براى کیفیت محتواى مصاحبه به شمار نمى‌آید: هر چه مطالعه وسیع‌تر باشد، به همان نسبت سهم احکام غیرمهم بیشتر بوده و به همراه آن اشکالات ارزشیابى نتایج، زیادتر خواهد بود. به این ترتیب این چنین شیوه‌هائى به‌ویژه براى مرحله اکتشافى بیشتر مناسب هستند؛ به‌طورى که نقش‌هاى عبور دهند مورد تأکید قرار مى‌گیرند و این موضوعى است که در روش‌هاى غیرساختارى فرآیند تحقیق، نقش بازى مى‌کنند و در نتیجه اهمیت بیان فرضى‌هاى کاری، کم و بیش تقلیل مى‌یابد.

فرآیند پرسشگرى یک وضعیت تعامل (Interaktionssituation) است و از این رو این شیوه به منزله جایگاه وقوع خطاها و عوامل اخلالگرى به شمار مى‌آید که به‌علت تحقیق تعاملى به چنین خطاها و عوامل اخلالگر واقفیم. فى‌المثل نفوذ انتظارات خاص، دریافت‌هاى اجتماعی، فرضیات ساده‌لوحانه درباره هدف‌هاى پرسش‌گری، هدایت آگاهانه یا غیرآگاهانه اشتباهات ارتباطى گروهى و غیره. در اینجا عموماً از واکنش مشکوک و تردیدآمیز سخن گفته مى‌شود. موضوع اینجا است که فرد پرسش شونده نه فقط در برابر پرسش‌ها بلکه در برابر عوامل متعدد دیگر نیز در وضعیت تحقیق، از خود عکس‌العمل نشان مى‌دهد. از اینجا است که آثار گمراه کننده یا ناشى از پرسش کننده (به‌منزله آثار مصاحبه کننده) و یا پرسش شونده (به منزله آثار پرسش و مصاحبه شونده) مطرح مى‌شوند. در این بین بحث و گفتگوهاى روشى و روشمند جدال مکتبى بین طرفداران کاربرد ابزار یا ابزارگرایان (Instrumentalisten) و تعامل گرایان (Interaktionisten) به‌وجود مى‌آید که دستهٔ اخیر آثار یاد شده تعاملى را به هیچ‌وجه به منزله عواملى اخلالگر تلقى نمى‌کنند و لذا کوشش‌هائى را که در صدد محو کردن آثار این تعامل هستند، بى‌فایده و حتى غیرمطلوب توجیه مى‌کنند. با وجود این به‌ندرت ممکن خواهد بود که داده‌هاى ناشى از پرسش‌هاى بازتابى موکّد (Hochreaktiv) در یکجا به‌طور انبوه روى هم انبار شوند.

عوامل اخلالگرى (آثار ناشى از پرسشگر)

از جمله آثار ناشى از پرسشگر یا به اصطلاح آثار مصاحبه کننده عوامل اخلالگرى است که آگاهانه یا ناآگاهانه، عامداً یا بدون عمد شیوه‌هاى رفتار مصاحبه کننده را تحت تأثیر قرار مى‌دهند. یکى از رایج‌ترین این موارد آن است که پرسش‌کننده پاسخ را به پرسش شونده به نحوى القاء و نزدیک کند و به قول عوام ”پاسخ‌ها را در دهان او بگذارد ـ اغلب این نوع پرسش‌ها نوعى سوق دادن (Drift) تلقى مى‌شود که در انگلیسى از آن با عبارت ”پرسش راهنما ـ Leading Question“یاد مى‌کنند). پرسشگر نیز مى‌تواند نمونه خاصى از جواب‌ها را مورد تأکید قرار دهد بدین معنا که او پاسخ‌هائى را با نشان دادن چهره حسن نیت و خیرخواهانه (شفاهى یا با تکان دادن سر) و پاسخ‌هائى را با چین و چروک پیشانى یا نوعى سر تکان دادن تأیید و تکذیب کند؛ بنابراین مصاحبه کننده‌اى مطلوب مى‌باشد که به هیچ‌وجه انگیزه‌اى در انحراف روش تحقیق ایجاد نکند تا جریان و نتایج پرسشگرى را تحت‌تأثیر قرار دهد و خلاصه طورى عمل نکند که نوعى انتظارات در پرسش شونده ایجاد شود.

به‌عنوان آثار ناشى از پرسش شونده آن دسته عوامل اخلالگر خاطر نشان مى‌شوند که برعهده پرسش شونده است. اینها از جمله عبارتند از: ”اراده یا فقدان اراده که رضایت خاطر مصاحبه کننده را فراهم مى‌کند؛ یعنى باعث بروز درجات متقاوتى از هماهنگى یا مقاومت در وضع پرسشگرى مى‌شود. علاوه بر آن مسئله فراتر از توان پاسخ دادن (Überfeagt-Seins) پیش مى‌آید که این امر ممکن است ریشه‌هاى متعددى داشته باشد از جمله:

۱. پرسش شونده پرسش را نمى‌فهمد یا آن را بد مى‌فهمد.

۲. پرسش شونده با وضع فرضیه‌اى مواجه مى‌شود، به‌طورى که نخست مى‌باید خودش را از لحاظ معرفتى آماده سازد.

۳. پرسش‌ شونده باید درباره نتایج آینده کار خود داورى‌هائى بکند که او را در وضعیت کنونى گفتگوهاى خود بسیار تحت‌فشار قرار مى‌دهد.

۴. مصاحبه شونده باید در مورد جریان رفتارى خاص اطلاعاتى ارائه دهد (مثلاً در مورد جریان روز سه‌شنبه گذشته).

۵. فرد آزمایش شونده باید درباره دلایل معین حرکت و عمل خود اطلاعاتى بدهد (یعنى درباره انگیزه کار خود) که خود او شاید کمى بر آن واقف باشد.

این نوع پرسش‌ها (یا به تعبیر لازارسفلد ـ "The Art Of Asking Why") در واقع هسته مسائل و در عین‌حال حدود نهائى تکنیک پرسشگرى است. انگیزه‌هاى آگاهانه اغلب براى پرسش‌شونده کم و بیش بدیهى و روشن است، اما پاسخ‌هاى غلط او از فریب یا اغواى آگاهانه (از شبه‌انگیزه‌ها) ناشى مى‌شود. انگیزه‌هاى ناآگاهانه براى خود پرسش شونده، اغلب شناخته شده نیستند؛ زیرا براى او خیلى سخت و تحمل‌ناپذیر است که انگیز‌ه‌هاى خود را به‌درستى نشناسد و لذا فرد یاد شده در اینجا نوعى دلایل ”اختراع“ مى‌کند یا به نوعى استدلال دست مى‌زند (انگیزه‌هاى صحنه‌ای). در چنین مواردى فرد عمل کننده (و مورد پرسش قرار گرفته) اغلب بیان‌کننده انگیزه‌هائى است که از فحواى آنها او مى‌پندارد که آنها:

– ”روشن و سهل الوصول“ هستند، یعنى از طرف دیگران بدون اشکال فهمیده مى‌شوند.

– ”عاقلانه“ هستند، یعنى از طرف دیگران این انگیزه‌ها خردمندانه تلقّى مى‌شوند.

– ”از لحاظ اجتماعى مطلوب“ هستند، یعنى از سوى دیگران و از بعد اجتماعى قابل قبول هستند.

در اینجا باید ابتدا دید که وضع ارتباطات در پرسشگرى از طریق رسانه زبان میانجى واقع مى‌شود و نیز پرسش‌هاى معرفتى (Kognitive Hülsen) خاص در معناى راهبرد‌هاى استدلالى را آماده‌نگه مى‌دارد. به دیگر سخن آیا زبان به منزله یک رسانه گروهى در نحوه استدلال و ساخت و پرداخت آن اثر مى‌گذارد؟ از طریق شیوه بیانى و زبانى یک پرسش و باز قوى‌تر و شدیدتر، از طریق تعیین دسته‌بندى پاسخ‌ها، پرسش‌ شونده به سوى ”راه‌هاى معرفتی“ خاص و معین (Kognitive Schienen) رانده مى‌شود به‌طورى که نمى‌تواند خود را از زیر فشار آن رها کند و این مسیر تحمیل شده را قطع کند.

علاوه بر این راهبرد عاقلانه شدن ـ که فروید و فیرکانت آن را این‌طور نامیدند ـ چنین اثر مى‌گذارد که پرسش ‌شونده ترجیح دهد پاسخ‌هائى بدهد که براى او به نوعى خردمندانه و عاقلانه تلقى مى‌شود. این گرایش تحریف شده از این لحاظ معتبر است که انسان به‌طور عام (چه نزد خود و چه نزد دیگران) از ته دل راضى نیست قبول و اعتراف کند که غیرعاقلانه یعنى عاطفى و تحریک شده، رفتار مى‌کند به‌ویژه اگر خود را حامل و ناقل تفکرى خردمندانه بداند و خود را به اجراء آن تفکر ملزم و موظف شمارد و براى خود نفشى قائل شود (مثلاً مدیر خرید).

شیوه و اسلوب کاربرد جواب در این گرایش وجود دارد که پاسخ‌هاى اجتماعى مطلوب (Sozial Erwünschte = Social Desirabillity) داده شود. این موضوع وقتى مصداق دارد که رفتار خود را هماهنگ با ضوابط و هنجارهاى معین انجام دهد و خود را حتى‌المقدور مثبت نشان دهد. به این ترتیب مثلاً پرسش شونده انگیزه خود را از خرید اتومبیلى که ترجیح مى‌دهد، دلایل امنیتى نام مى‌برد و برعکس به زحمت حاضر است دلایل حیثیتى را ذکر کند در مورد پرسش: ”چند بار لباس‌هاى زیر خود را عوض مى‌کنید“ عیناً همین نوع گرایش تحریف شده را بروز مى‌دهد کما اینکه در مورد پرسش مربوط به مسائل کاملاً خصوصى نیز این‌طور رفتار مى‌کند که در حقیقت نوعى خودسانسورى است (آنچه در عین‌حال به‌عنوان شناخت یک ضابطه محسوب مى‌شود، به نوبه خود ممکن است از طریق جریان یافتن آن در انظار عمومى و علنى شدن توسط نتایج پرسش‌ها القا شود).

از این گذشته از جمله واقعیات مطلوب اجتماعی، این مورد نیز شمرده مى‌شود که درباره قضایاى مورد پرسش، اصلاً نباید عقیده و پندارى داشت؛ از همین رو برداشتى مصنوعى از راه اثر مطلوبیت اجتماعی، ایجاد مى‌شود. همچنین نشان داده مى‌شود که پرسش شونده‌ها پیوسته ـ هر چند مفهوم واقعى یک پرسش را به‌طور کلى نفهمیده باشند ـ با تأکید و اصرار، خود را موافق آن نشان مى‌دهند و باز تابشان مثبت است.

مشاهده

مشاهده یعنى ”دریافت هدفمند و هدفدار محیط از طریق ارگان‌هاى حواس (تنها از طریق دیدن نیست) و ثبت و ضبط این دریافت‌ها به صورت واحد‌هاى اطلاعاتى ـ به نقل از آتس لاندر ـ Atteslander، ۱۹۹۱، ص ۱۴۴).

در اینجا تقسیماتى در موضوع وجود دارد. عمل مشاهده ممکن است کم و بیش منظم و طبق برنامه یا نامنظم و غیرمدوّن انجام گیرد. عیناً مثل پرسشگرى که گزینش و انتخاب پرسش‌ها و نوع تکنیک‌ سؤال کردن از طریق تئورى رهبرى‌کننده و اجراء‌کنندهٔ تحقیق معین و مشخص مى‌شود، این موضوع در مورد مشاهده آماده شود و سپس انجام گیرد و اینکه چه چیز معیارهاى انتخابى باید باشند که براساس آنها مشاهده آماده شود و سپس انجام گیرد و اینکه چه‌ چیز اصولاً باید مورد استفاده قرار گیرد؟ از آنجا که فرآیند دریافت و ادراک همیشه در پرتو کم و بیش آشکار بیان شده نظریه‌ها (همچنین تئورى عامیانه یا تئورى روزمره) جریان مى‌یابد لذا حداقلى از برقرارى سیستم هماهنگ و منظم به نوعى براى مرحله مشاهده لازم و جزء لاینفک آن است. در اینجا سیستمى موجودیت و تحقق مى‌یابد که از روى عادت و رسم جاری، برحسب واحدهاى معنى مشاهده کار خود را محدود کند: این واحدها نیز جزء آن قسمت از عناصر تشکیل دهنده یک جریان اجتماعى هستند که خود باز به منزله کوچک‌ترین واحدهاى تحلیل رفتارى در نظر گرفته مى‌شوند (مثلاً افراد، مراحل اجرائى یک رفتار، وضعیت‌ها و تاریخ فرعى ـ Episoden).

برحسب ساخت‌پذیرى و ساخت‌گیرى بین مراحل مشاهده ساخت گرفته (یا استاندارد شده) و مشاهده ساخت نگرفته (یا غیر استاندارد) فرق گذاشته مى‌شود. براى ساخت‌پذیرى وسیع و مفصل، از عینیت‌پذیرى عملى و ارزشیابى نتایج سخن گفته مى‌شود. از طرف دیگر با محدود بودن ساختارى محیط، آن قسمتى را محدود مى‌کنند که در شرایط عادى ممکن است به‌طور اضافى مشاهده شود. لذا مى‌توان احتمالاً به‌طور دو مرحله‌اى حرکت کرد و پیش رفت، به‌طورى که در آن اولین گام در راه تبیین ابعاد مهم مشاهده برداشته شود که پیوسته بر یک طرح اولیه (شِما یا شکل واره) تئوریک کم و بیش روشن مبتنى باشد.

طرح اولیه معروف مشاهده‌اى از این دست از بالس (Bales) است. که در سال ۱۹۵۰ آن را براى تحلیل گفتگو‌ها و مباحثات گروهى طراحى کرد (چگونگى نماى مشاهده بالس ۱۵۴ ، ۱۹۵۶). مشاهده‌کنندگان در این نما ـ هر کدام البته جداگانه ـ بیانات و عکس العمل‌هاى شرکت‌کنندگان را برحسب معیارهاى طرح از قبل مقوله‌بندى شده ثبت و ضبط مى‌کنند. در این زمینه آنچه مورد علاقه بالس است و به‌ویژه به ‌صورت مکانیسم‌هاى راه‌گشاى مسائل گروه‌ها به‌کار گرفته مى‌شود این است که میان دو قلمرو، تفکیک قائل مى‌شود: یکبار او مراحل برهم کنشى‌ را جدا مى‌کند که براى غلبه بر طرح وظایف لازم است و بار دوم برهم‌کنشى‌هائى را که به نوعى جوّ و فضاى درون گروهی؛ یعنى جوّ اجتماعى ـ عاطفى به هنگام گفتگو و مباحثه مربوط است، در برمى‌گیرد.

معیار دوم مربوط است به تفاوت بین مشاهدات ”آشکار و پنهان“. در مورد مشاهدات علنى و آشکار، فرد مورد مشاهده مى‌داند که او مشاهده مى‌شود حتى اگر در طول زمان، کم و بیش ”فراموش شود“. مشاهده پنهان و پوشیده اغلب در آزمایشگاه انجام مى‌گیرد؛ مثلاً از طریق آیینه مخصوص انعکاش یک‌طرفه. مشاهده پوشیده وقتى است که فرد مورد مشاهده از مقاصد مشاهده کننده بى‌اطلاع است و نمى‌داند براى چه مورد مشاهده قرار گرفته است.

معیار سومِ تفکیک عبارت از این است که بین شرکت‌کرده‌ها و شرکت‌ نکرده‌ها در مشاهده تفاوت قائل شوند. در مورد طرح مقدماتى بالس و شیوه عمل او در این تفکیک، مشاهده کننده در حادثه مورد مشاهده شرکت نمى‌کند و به هیچ‌وجه نیز نفوذى بر مرحله تعامل ندارد. در مورد شرکت‌کنندگان در مشاهده باز باید تفاوت قائل شد که آیا مشاده کننده به نقش خود آشنا و واقف است یا نه و آیا او در فرآیند مشاهد نقش فعالى برعهده گرفته است یا نقش مشاهده کنندگى او محدود شده است و غیره….

نماى ۱۲ چگونگى نماى مشاهده بالس (۱۵۴، ۱۹۵۶)

مثال معروف براى مشاهده شراکتى از وایت Whyte، ۱۹۷۱ است به این شکل که او خود را داخل محیط جنایتکاران فرض کرد و تحلیل کلاسیک خود را درباره جوامع زیززمینى (Streer Orner Society) تهیه و منتشر نمود. تحلیل‌هاى متعدد دیگرى از این نوع بیشتر از محیط رفتار انحرافى سرچشمه مى‌گیرند؛ از جمله مشاهدات شراکتى در سالن‌هاى دادگاه‌ها، زندان‌ها، آسایشگاه‌هاى سالمندان و معلولان، در گروه‌هاى همجنس‌باز فاسد و غیره … .

صرف‌نظر از ابزار مشاهده ـ فى‌المثل طرح مشاهده تنگ و محدود یا کنج و منحرف و برنامه‌ریزى غلط مربوط به ساعت کار و غیره ـ مى‌توان در اینجا منابع خطا را برعهده مشاهده کننده یا مشاهد شونده گذاشت و آنان را مقصر دانست. آثار مشاهده شونده تقریباً وقتى وجود دارد که فرد مورد آزمایش تحت‌تأثیر مشاهده جور دیگرى رفتار کند (و خود را عاقل‌تر، هوشمند‌تر، آماده‌تر به‌کار و غیره …. نشان دهد). تا آنجا که مى‌توان گفت مشاهده غیرعلنى و مخفى به منزله رفتار غیرقابل بارتاب، مطمئن‌تر خواهد بود.

آثار مشاهده کننده (یا مشاهده‌گر) به‌ویژه وقتى آشکار مى‌شود که مشاهد‌ه‌گر از موضوع مورد مشاهده خود زیاد یا کم فاصله دارد. در فاصله زیاد حالت عینیت و بى‌طرفى ایجاد مى‌شود و با وجود این مى‌تواند این امر، نوعى کمبود احساس در شخص یا وضعیت مورد مشاهده معنى دهد به‌طورى که محتواى مشاهده، دریافت و فهمیده نمى‌شود و مشاهده فقط حاشیه یا حتى حوادث غیرمهم را نشان مى‌دهد. اما اگر فاصله کم باشد (مثلاً در چارچوب مشاهده مشارکتی) ممکن است چنین معنى دهد که مشاهده کننده به‌وسیله شرکت شدید خود یا ”منِ شراکتی“ شدید و مؤکد و به ‌وسیله احساس شدید خود، عینیت را به‌عنوان یک محقق از دست بدهد. به این ترتیب و به‌ویژه در مورد مشاهده‌گران شراکتى که به‌طور فعال در درازمدت تحقیق مى‌کنند مى‌توان نوعى ”آثار اجتماعى شدن“ را تشخیص داد، تقریباً به این نحو که مشاهده کننده تکیه‌گاه شرکت کنندگان را به‌عهده مى‌گیرد یا حداقل مى‌کوشد چنین نفشى را تثبیت کند.

اغلب تأکید مى‌شود که الزاماً فهم و تفسیر دقیق مفاهیم ذهنى به اهمیت اجتماعى عمل مشخص یا تسلسل رفتارى ( Verhaltenssequenz، ماینتز، ۱۹۷۱، ص ۸۷) به مشاهده کردن تعلق دارد. این خواست درست سبب شد که به‌ویژه از سوى مکتب تعامل‌گرائى نمادى شماى مشاهد‌ه‌اى ذره‌اى (Atomistische‌، نظیر آنچه تقریباً در مقوله‌بندى سیستم بالس به‌کار برده مى‌شود). رد شود و کاربرد ترجیح داده شده سرشار از احساس شیوه‌هاى رفتارى مشاهد شراکتی، به‌کار گرفته شود. با این شیوه ما به همان دلایل یکسانى برخورد مى‌کنیم که طرفداران شیوه‌هاى تفهمى قبلاً عرضه کرده‌اند و ما آنها را قبلاً در بخش منطق تحقیق نقادانه، بررسى کرده‌ایم. ما گفته ماینتز را تا آن حد تأیید مى‌کنیم که مى‌گوید موضوع عبارت است از: فهمیدن در عرصه ذهنى عمل علمى و این کار را بدان ترتیب عملى مى‌سازیم که اهمیت ارزش فرهنگى ( Kultutwert-Bedeutung، با عبارت و بیان ماکس وبر) عملیات در سطح عینى و واقعى مورد بررسى قرار گیرد و بتوان آنها را با این شیوه مورد توضیح و تفسیر قرار داد. فریدریش (۱۹۸۴، ص ۲۷۰) مى‌گوید: ”هر تفسیر ذهنى بى‌اهمیت خواهد ماند اگر این تفسیر با تفسیرهاى دیگر مقابله نشود، یعنى تفسیر ذهنى باید به ‌وسیله رابطه علمى و تفسیر عینى شده و استاندارد شده فرد محقق، ثابت گردد“.

تجربه

تجربه علوم اجتماعی، شیوه از پیش مسلط در روان‌شناسى اجتماعى است که براى جامعه‌شناسى اهمیت ناچیزى دارد. با وجود این تجربه تا حدى شاخص‌ترین و بهترین شیوه در قلمرو علوم اجتماعى است؛ زیرا بیش از همه علوم اجتماعى را به شیوه تحقیق آرمانى (مطلوب ـ علوم طبیعی) نزدیک مى‌کند همچنین این شیوه در حقیقت تنها شیوه‌اى است که قطعى‌ترین و جدى‌ترین تحلیل‌هاى علّى را بیان مى‌کند (رجوع کنید به: سیمرمان، ۱۹۷۲ و اشتروبه Zimmermann, Stroebe، سال ۱۹۷۸).

فرض کنیم نظم و سامان عوامل عبارت باشد از A، B، C، D، E و از آنها X ناشى شود بدین ترتیب:

A , B , C , D , E —>X

و بعداً فرض کنیم که عامل B حذف شود به‌طورى که A ،C، D، E -> Y بدین ترتیب مى‌توان نتیجه گرفت که B علت معادله X -> Y است. شرط مقدماتى آن است که بتوان Eو A، C،D و عوامل ممکن دیگر U۱، U۲ …. Un را ثابت نگه داشت. این شرط ثبات مى‌تواند در تجربه آزمایشگاهى تا حد زیادى در نظر گرفته شود و مورد کنترل و نظارت قرار گیرد. براى مقصود کنترل و نظارت، روش‌هاى زیر به‌کار مى‌رود:

– ثابت نگه داشتن همه متغیراتى که چه مستقل و چه غیرمستقل باشند (مثلاً سن و سال، هوشمندی). – حذف کردن همه متغیراتى که مى‌توانند اختلال ایجاد کنند (مثلاً تحکم و سلطه، عوامل اختلال‌آور ارتباطى در نظام جایگیری).

– تصادفى کردن انتخاب (Randomisierung) یعنى تفکیک برحسب تصادف در گروه‌هاى آزمایشى یا گروه‌هاى نظارت‌کننده. این موضوع به درد توزیع برابر متغیرات مختل‌کننده شناخته نشده مى‌خورد.

– موازى کردن (Parallelisierung) یعنى عوامل مختل کننده را که نمى‌توان رفع کرد، به‌طور موازى و برابر در هر دو گروه توزیع کنند (البته تا آن حد که متغیرات مختل کننده شناخته شوند).

آنچه را در تجربه به‌عنوان تغییردهنده مى‌توان مشخص کرد، به‌عنوان رفتار و سلوک (Treatment) مشخص مى‌کنند. سلوک ممکن است ـ برخلاف نظم و ترتیب ذکر شده در بالا ـ در یک انگیزه اضافه شده معین، نیز وجود داشته باشد (مثلاً در افزایش پرخاشجویانه محتواى فیلم، در وارد کردن انگیزه‌هاى مجازات، در افزایش پیچیدگى وظایف).

در این زمینه مثال‌هاى محسوس بیاوریم: دو نفر از محققان به‌نام‌هاى هاولاند و وایس ( Hovland, Weissـ۱۹۵۱) اجازه دادند اشخاص مورد آزمایش آنها (Vpn) اطلاعیه‌هائى را (به صورت مقالات کوتاه) درباره چهار موضوع جداگانه (داروى آنتى‌هستامین، زیردریائى اتمی، صنایع فولاد و سینماها) مطالعه کنند. به برخى از افراد این گروه (Vpn) گفته شد که این اطلاعیه‌ها از یک فرستنده معتبر است (مثلاً مجلات تخصصى یا مجلات علمی) و به‌عده دیگر گفته شد که منبع این اطلاعیه‌ها کم‌تر معتبر است (مثلاً از مجلات مصور هفتگى نقل شده است). آنچه در این مورد تغییر مى‌کند فقط متغیر ”باورمندی“ و اعتبار است. همچنان که انتظار مى‌رود این استدلال مؤثرتر واقع مى‌شود اگر این منابع ظاهراً از یک فرستنده معتبر صادر شده و آماده شده باشد. به‌طور متوسط تقریباً ۴/۱ از همه افراد (Vpn) نظریات و برداشت‌هاى خود را با توجه به فرستنده معتبر تغییر دادند و با شرط اعتقاد کم‌تر به یک فرستنده، تنها کم‌تر از ۷ درصد آنها نظریات خود را تغییر دادند.

آزمایش این فرضیه را تأیید مى‌کند که در شرایط مساوى هر چه اعتماد به فرستند و منبع اطلاعاتى بیشتر باشد به همان نسبت بیشتر مى‌توان به تغییر در نظریات و برداشت‌هاى افراد دست یافت. براى همه (Vpn) مقصود اصلى تجربه، اغلب مبهم و پنهان مى‌ماند. اینک مثال دیگرى در مورد تجربه میل‌گرام (Milgram): افراد Vpn قبلاً به اشتباه انداخته شدند و این موضوع بدین صورت بود که کوشش شد تأثیر مجازات را (به‌ وسیله شوک‌الکتریکی) بر نتایج آموزشى و درسى تست کنند. در حقیقت موضوع عبارت بود از پیدا کردن این مطلب که تا چه حد اشخاص با مجازات شدنشان (از طریق توزیع متفاو قدرت شوک‌هاى الکتریکی) به جابه‌جا کردن و واگذارى مسئولیت خود به افراد مقتدر آماده و حاضر تن مى‌دهند (هر چند آنان مى‌توانستند بازتاب‌هاى دردناک شاگردان مورد آزمایش خود را به روشنى ثبت و ضبط کنند).

در اینجا نیز به هنگام آزمایش ممکن است یا ”آثار افراد تحت آزمایش“ و یا ”آثار آزمایش کنندگان“ نتایج را به صورت غلط و خطا در آورند. همه افراد (Vpn) انگیزه‌ها متفاوتى دارند (مثلاً دل مجرى آزمایش را به ‌دست آورند) و یا فرضیه‌هاى متفاوتى درباره هدف تجربه دارند (مثلاً بونگارد ـ Bungard، ۱۹۸۰ مى‌گوید افراد مورد آزمایش ”خوب“ اصلاً نمى‌اندیشند). آثار مترتب بر مجرى آزمایش مى‌تواند از جمله به صورت تقویت رفتار معینى تجلى کند، رفتارى که موجب استقبال و خوشامد تصویر هدف در ذهن محقق مى‌شود. این آثار و همچنین مشکلات موجود بر نظارت و کنترل متغیرهاى اوضاع، خود موضوع ”تحقیق ساختگى و مصنوعى ـ Artfaktforschung“ مى‌بشد که به موجب آنها باید پیدا کنند و دریابند که کدام نتایج تحقیق منظم و کدام فقط محصول مصنوعى و ساختگى شیوه تحقیق است.

تفاوت مهم دیگرى که وجود دارد توفیر بین تجربه‌ آزمایشگاهى و تجربه میدانى است. مزایاى تجربه آزمایشگاهى روشن است. از طریق ایجاد وضعیت مصنوعى مى‌توانند متغیر‌هاى خاصى را دقیقاً کنترل کنند یا به عبارت دیگر آنها را دستکارى کنند. شیوه‌هاى خاص اجازه مى‌دهند تا بعداً مناسبات و روابط بین چندین متغیر مستقل یا غیرمستقل را ارزیابى کنند. تسلّط و سیطره وضعیت و نظارت بر عوامل بزرگ نفوذى ممکن، تجربه آزمایشگاهى را به‌ صورت ابزار و روشى فوق‌العاده مطمئن ”داخلی“ و کم‌تر مطمئن ”خارجی“ در مى‌آورد. در تجربه‌ میدانى جریان برعکس است. در اینجا در واقع با یک وضعیت تقریباً نزدیک به زندگى سر و کار داریم و قابلیت تعمیم نتایج، اعتبار احکام را بالا مى‌برد. از طرف دیگر متغیرها کم‌تر قابل تسلط هستند و رابطه علّیت مورد جستجو در شرایطى جنجالى زیاد از میان مى‌رود. همین امر قطعیت داخلى تجربه میدانى را کاهش مى‌دهد.

اشاره به تحقیق مصنوعى و ساختگى و ایراد به مصنوعى بودن تجربه آزمایشگاهى و همچنین فقدان قابلیت انتقال نتایج به شرایط زندگى روزمره اخیراً قیود و شروط شدیدى در امر تجربه علوم ایجاد کرده‌اند، به علاوه این شیوه غیرمناسب و مختص علوم طبیعى شناخته شده است. ما هم با آیرل (Irle ـ در سال ۱۹۷۵) هم عقیده‌ایم که فقط معایب تجربه‌ اغلب روى‌هم‌رفته در شرایط مصنوعى آزمایشگاهى دیده مى‌شود. موضوع مصنوعى بودن به هیچ‌وجه نشانه لازم و حتمى آزمایش‌ها نیست. (رجوع کنید به: اوپ، ۱۹۷۶، و فریدریش، ۱۹۸۴). بلکه بیشتر محدودیت‌هاى آزمایشگاه به تدریج برطرف مى‌شود (تا آن تجربه به صورت تجربه میدانى درآید). همچنین اشاره به پیچیدگى واقعیت که به ‌وسیله مقدارى متغیر محدود، نباید آن را به تصویر کشید، در نظر ما بیشتر به‌عنوان توضیح ورشکسته و بى‌اعتبار کوشش‌هاى علمى به‌نظر مى‌آید. واقعیت کلاً امکان مى‌دهد تا مقدار معینى از متغیرها را به حد کافى توصیف کنند و توضیح دهند و این امر سرانجام فقط به اینکه متغیرهاى مهم را تا چه حد پیدا کنند، بستگى دارد.

نکات ضعف مراحل اجرائى تجربى غالباً نباید تقصیر تجربه به منزله شیوه تحقیق باشد، بلکه تقصیر فرضیه‌هاى اجرائى و رهمنودى تحقیق است. اغلب فرضیه‌ها حتى طرحشان قابل تعمیم نیستند، یعنى آگاهانه به شرایط روزمره مربوط نیستند یا اینکه برخى از فرضیه‌ها ناشناخته یا تاریک و مبهم هستند (رجوع کنید به: اوپ، ۱۹۷۶)؛ یعنى هیچکس نمى‌داند که چه‌چیز باید تست شود. اغلب نظام تجربى ”افسانه‌وار“ خود به صورت هدف غائى تحقیق در مى‌آید و تنایج به ‌دست آمده قبل از همه در خدمت تولید قرار مى‌گیرد، چنانکه تجربه‌گران موضوع را ساده انگاشته و به سهولت مى‌گویند ”حالا فهمیدم ـ Aha-Effekten“؛ مثلاً نگاه کن اینجا! چگونه انسان‌ها به راحتى اجازه مى‌دهند فریب بخورند! اغلب فرضیه‌هائى که مدت طولانى تست شده‌اند مدام مورد تست قرار مى‌گیرند (راهبرد سى‌سیفو ـ Sisyphoـ یا استراتژى بیهوده) و این چیزى است که پیشرفت ما را در زمینه شناخت به معناى اهمیت تئوریک آن تقویت نمى‌کند.

اما این ملاحظات انتقادى به هیچ‌وجه علیه تجربه به منزله شیوه تحقیق سخن نمى‌گویند، بلکه بیشتر بر این خواست تأکید مى‌ورزند که در تحقیق مبتنى بر تئوری، کار کنند و در چارچوب تجربه آزمایشگاهى در درجهٔ اول آن فرضیه‌هائى را مورد آزمون قرار دهند که نه فقط به وضعیت آزمایشگاه مربوط مى‌شوند ـ که در غیر این‌صورت تحقیق واقعاً غیر واقع‌گرایانه خواهد شد ـ بلکه این فرضیه‌ها وضعیت زندگى واقعى روزانه را در برمى‌گیرد. به‌علاوه کسى که محدودیت‌ها و نکات ضعف تجربه آزمایشگاهى علوم اجتماعى را مورد شکوه و شکایت قرار مى‌دهد باید خود به روشنى دریابد که اصولاً شاهراهى (Königsweg) در تحقیق نیست، زیرا روش‌هاى تحقیقى دیگر هم نقایض خود را دارند. انتقاد بر شیوه‌هاى کار و ارزیابى نکات ضعف و قوت آنها، کارى مفید و بر حق است، اما هیچکس نباید با توجه به مسئله قضیه ”مى‌خواست ابرو را درست کند چشمش را کور کرد“ و ”خوب و بد را با یک چوب راند“ و تقریباً با این خواست، اکنون پس از شکست شیوه‌هاى عینى به روش‌هاى ذهنى خود اطمینان کند.

سایر شیوه‌هاى تحقیق

در سطور زیر شیوه‌هاى دیگر را مورد بحث قرار مى‌دهیم که البته در چارچوب تحقیق جامعه‌شناسى کم‌تر مرکزیت و اهمیت محورى دارند با وجود این براى طرح مسائل چندى داراى اهمیت فوق‌العاده‌اى هستند. در اینجا ابتدا از تحلیل محتوا نام برده مى‌شود (که آن را تحلیل داورى‌ها، تحلیل اهیمت یا تحلیل اسناد نیز مى‌نامند). این نوع تحلیل عبارت است از: روش تحقیقى که باید در خدمت توصیف منظم و سیستماتیک محتواهاى اسناد خاص باشد. براى اینکه به اطلاعات کافى براى هر محتوا برسند لازم است که از لحاظ تئورى قبلاً به‌کار ساختارى دست بزنند تا از طریق گزینش‌هاى مناسب عناصر تشکیل دهنده هر محتوا به‌طور کلى به نتایج مهم برسند. اتفاقاً فقدان زمینه‌سازى در این روش و عمل تحقیق اغلب مورد شکایت قرار مى‌گیرد. در حالى‌که روش تحلیل محتوا براى تحقیق رسانه‌هاى گروهى و براى علوم سیاسى خیلى مهم و مرکزى است، این شیوه در چارچوب جامعه‌شناسى قبل از همه در تحلیل‌ەاى تاریخ اجتماعى مقایسه‌اى به‌کار مى‌رود (مثل تحلیل‌هاى مقایسه‌ای، تاریخى ـ اجتماعی).

گاه‌گاه اینچنین شیوه‌هائى مثل مصاحبه‌هاى گروهى و جامعه‌سنجى (Soziometrie) نیز به منزله روش‌هاى متکى به خود و مستقل معرفى مى‌شوند. با وجود این هر دو، اشکال ویژه‌اى از شیوه پرسشگرى هستند. در جامعه‌شناسى که موره‌نو (Moreno) آن را وضع کرد هدف عبارت است از: پرسشنامه‌هائى (یا مشاهد‌ه‌هائی) که هیجانات و عواطف مثبت یا منفى در برابر اشخاص را به شیوه نمودارهاى هندسى بیان کند (و اسم آن را ”سوسیوگرام“ مى‌گذارند ـ براى آشنائى بیشتر با تحلیل محتواء مراجعه کنید به مقاله آقاى‌دکترفیروز توفیق در کتاب آگاه، جلدو اول م). طرح پرسش‌هاى تقریباً از این قرار است: ”با چه کسى شما بیشتر میل دارید کار کنید یا اوقات فراغت خود را سپرى کنید یا با هم هم‌منزل باشید؟“ و غیره (و یا با چه کسى مایلید کم‌تر…) این شیوه تحقیق درباره ساختار هیجانات (Affektsruktur) گروه مهم‌ترین اطلاعات را مى‌دهد و روشن مى‌سازد که ستارگان انتخاباتى که مظهر وحدت آراء هستند، کجا و افراد خارج از گروه کجا قرار دارند؟

از طرف دیگر مصاحبه‌هاى گروهى نیز با اشکال زیادى امکان‌پذیرند. یک تعبیر جزئى در شیوه پرسشگرى جداگانه از اعضاء گروه با حضور دیگران صورت مى‌گیرد. آثار گروهى ممکن (مثلاً فشار براى ایجاد هماهنگى و همنوائى با گروه) مى‌تواند به‌طور اخصِّ بر حسب موضوعات تقسیم و مشخص شود. مصاحبه گروهى ممکن است در عین‌حال به این ترتیب گسترش و تکامل یابد که در تشکیل عقیده و نظریه واحد یا در عین‌حال به این ترتیب گسترش و تکامل یابد که در تشکیل عقیده و نظریه واحد یا در راهگشائى معضلات معین و خاصى نقش داشته باشد. در مورد اخیر به شیوه کم و بیش دقیق هدف‌ها از گفتگوى گروهى سخن گفته مى‌شود. به‌عنوان شیوه راه‌حل علمى مسائل، شیوه مذکور منطبق است با درجه‌بندى کارشناسى (Experten-Rating) و به‌عنوان شیوه تصمیم‌گیرى علمی، این شیوه در چارچوب فرآیند‌هاى تصمیم‌گیرى مشارکتى به‌کار برده مى‌شود. با این شیوه انسان یا به مزیت فعالیت و کارائى گروه علاقه نشان مى‌دهد ـ البته تا آن حد که این کار با طرح مسائل و ترکیب گروه موجود به‌طور کلى ممکن باشد ـ و یا به پذیرش بهتر نتایج تصمیمات توسط اعضاء گروه.

یک وجه خاص مصاحبه گروهی، مصاحبه‌اى است که اصطلاحاً بازى نقش‌ها را توصیف مى‌کند، بدین صورت که هر عضو گروه ـ اغلب در ارتباط با یکدیگر ـ نقش مشخصى را به‌عهده مى‌گیرد. هدفگیرى‌‌هاى این روش متفاوت هستند گاهى این هدف‌ها یا فرد محور و فردمدارى (Indivduenzentriert) است که در آن توانائى و قابلیت هر فرد در ارتباط با نقش معین یا انتظارات مشخصّى که از آن نقش مى‌رود مطرح مى‌شود و یا اینکه این هدف‌ها گروه محورى و گروه‌مدارى (Gruppenzentriert) هستند، بدین صورت که نتایج معین به منزله بیان نوعى نقش‌هاى گوناگون در یک فرآیند‌ گروهى به منصه ظهور مى‌رسد. با این شیوه تقریباً مسائل و راهگشائى ممکن مسائل به‌وسیله موضوع‌گیرى له و علیه یا توزیع وسیع‌تر نقش‌ها در خطوط مشخص و روشن به ‌دست مى‌آید. این نوع وانمود شیوه عمل تحقیق (Simulationsverfahren) در همه جا به‌کار مى‌رود یعنى آنجا که نقاط اتکاء متفاوت یا وضعیت‌هاى گوناگون با یکدیگر برخورد ‌کنند (مثلاً شیوه عمل هدایت یا تصمیم‌گیرى‌هاى مدیریتى و غیره). همچنین گاه‌گاه بازى نقش‌ها به‌کار گرفته مى‌شود تا دیدگاه معینیّ از نظریه‌ نقش‌ها دنبال شود ( که براى این موضوع باید به مبحث موضوعات اصلى جامعه‌شناسى – نقش‌هاى اجتماعى مراجعه کرد – مثلاً بر عهده‌گیرى نقش‌ها، همدلى Empathie ـ، تعهد نقش‌ها Rollenegagement ـ، و غیره.)

در حالى‌که گفتگو درباره گروه‌ها و بازى نقش‌ها بیشتر موقعیت ارزشى بسیار محدود و غیرمتقسیمى در چارچوب شیوه‌هاى تحقیق علوم اجتماعى دارد، آن شیوه که از آن با عنوان درجه‌بندى کارشناسى یاد شد در وجوه متخلف خود اهمیت بسیار دارد. اغلب در ابتداء تحقیق تجربى تصمیم‌گیرى ارزشى گروه کارشناختى وجود دارد آن هم در این‌باره که باید چه شیوه‌هاى تحقیقى را برگزید یا طرح تحقیقاتى چگونه باید دیده شود؟ چه شیوه‌هاى مشابهى را باید در تحقیق مداخله داد؟ چه معیارهاى طبقه‌بندى شده‌اى باید انتخاب شود؟ و غیره….

با وجود این فعالیت کارشناسان مى‌تواند حوزه و قلمرو وسیع‌ترى را در برگیرد. این شیوه مى‌تواند به‌طور مکرر به منزله کار جانشین شونده یا تکمیل کننده یا اعتبار دهنده براى مطالعه تجربى ـ کارى به‌نظر آید. مثلاً اگر یک مسأله سیاسى ـ عملى در ساخت تقویتى نیروى هسته‌اى وجود داشته باشد، در این‌صورت نمى‌توان بدون کمک و اتکا به کارشناسان ـ که در اینجا اکثراً نه فقط جامعه‌شناسان، بلکه قبل از همه فیزیکدانان، تکنسین‌ها، اقتصادانان، زیست‌بوم شناسان و غیره ـ کار را به سامان رساند. پرسشنامه نمونه‌اى در میان مردم یک کشور یا یک بخش از کشور (مثلاً شهرستان) برداشت‌ها و نظریات معینى را درباره نیروى هسته‌اى آشکار مى‌سازد که تصویر عقاید عمومى را مشخص مى‌کند.

دیدگاه دیگر اینکه از طریق راه‌هاى تجربى معمولى آگاهى از دلایل واقى پشت پرده ممکن نیست؛ مثلاً احتمال دارد در تحقیق درباره برداشت‌ها و نظرگاه‌ها، تردید‌هاى مهمى بروز کند؛ از جمله اینکه اشخاص تا چه حد برداشت‌هاى حقیقى خود را حتى اگر زیر فشار خواست‌هاى اجتماعى قرار داشته باشد، آشکار مى‌کنند یا اینکه آیا آنها به دلایل حقیقى عمل و کردار خود، اعتراف مى‌کنند تا آن حد آنان دلایلى را در واقع مى‌شناسند یا درباره آنها شناخت دارند؟ نمایندگان شاخه‌اى از روانشناسى که در حد بسیار زیاد به مطالعه نفس یا خودپائى و سیر انفس (Introspektion) باور دارند، دیگر به یافته‌هاى تجربى تکیه نخواهند کرد و آنها را تنها با عنوان سطحى بودن مشخص و مطرح مى‌کنند. این ایراد که نمى‌شود با شیوه‌هاى معمول تحقیق تجربى علوم اجتماعى تا مرکز درونى موضوع جلو رفت، پیشرفت و پیشروى روش‌هاى تأویلى را توضیح مى‌دهد که با آنها مسائل دیگرى مورد بحث و گفتگو قرار مى‌گیرد.

اگر موضوع یا قضیه مبهم و خیلى پیچیده‌اى مورد بحث قرار گیرد از وجود کارشناسان نمى‌توان چشم پوشید مخصوصاً از لحاظ در نظر گرفتن تحول اجتماعی. براى مثال هیچ‌کس نمى‌تواند به‌درستى بداند که واقعیات اجتماعى در سال ۲۰۱۰ چگونه دیده خواهند شد؟ هیچ‌کس نمى‌تواند دقیقاً پیشگوئى کند که چه نتایج اجتماعى از به‌کار بردن وسایل ارتباطى جدید حاصل خواهد شد؟ هیچ‌کس نمى‌تواند دقیق معین سازد چه نتایج و پیامدهاى اقتصادى و اجتماعى از تهاجم میکروالکترونیک ایجاد خواهد شد؟

براى اینکه به این پرسش‌ها حداقل نزدیک‌تر شویم شیوه تحقیقى خاصى به‌نام ”شیوه دلفى ـ Delphi-Methode “ تکامل یافته است. در این شیوه کارشناسان در مراحل مختلفى درباره ارزیابى و تخمینشان از وضعیت تحقیق، مورد پرسش قرار مى‌گیرند که در هر یک از این مراحل پرسش‌هاى جدیدى مطرح مى‌شود و اطلاعات به ‌دست آمده از مرحله قبلی، مورد بررسى قرار مى‌گیرد؛ به‌طورى که بحث و گفتگو پیوسته پیرامون دیدگاه‌هاى متضاد و باقیمانده، متمرکز مى‌شود. شیوه دیگر همان است که آن را اصطلاحاً سناریوى نوشتنى (Szenario-Writing) مى‌نامند که در آن نتایج ممکن در مراحل اولیه متفاوت (یا ققدان عمل سیاسی) مى‌بایستى در نوعى سناریو (فیلمنامه) توصیف شود. اینکه مقصود فرعى و جنبى این چنین سناریوهائى توضیح داده شده یا نشده، اغلب بستگى به این دارد که نیروهاى سیاسى آزاد مى‌شوند که بتوانند پیشرفت اشتباهات ممکن را کنترل کنند. با این نوع سناریوها اغلب کم‌تر ارزش پیش‌بینى شده خواهند داشت و بیشتر نوعى پیش‌بینى و آینده‌نگرى خود ویرانگر (Self-Destroying-Prophedy) خواهند بود. انسان امیدوار است که نتایج یاد شده بروز نکند.

با توقعات گسترده‌تر و بیشتر، شیوه تحقیق گفتگوهاى انتقادى مى‌کوشد حق انتخاب و امکان دیگرى را در مورد تحقیق تجربى اجتماعى شرح دهد. در فرآیند‌‌هاى گفتگوئى فارغ از نفوذ و سیطره و سلطه، مى‌بایستى میان متخصصان (مثلاً جامعه‌شناسان) نظریات موافقى فى‌المثل درباره ”جامعه به منزله یک کلیّت “ یا ”مشروعیت ضوابط و هنجارهاى اجتماعی“ یا ”خط سیرهاى تکاملى پیمودنی“ تحقق یابد. به‌ وسیله چنین شیوه‌هائى مى‌باید حداقل درون ذهنیتى محدود برقرار و حفظ شود. صرف‌نظر از آن ـ منطبق و متناسى با همه یافته‌هاى گروهى پویا ـ که به‌نظر مى‌رسد. کمال مطلوب گفتگوى آزاد و فارغ از سلطه، یک رؤیا و خیال باشد این طرح شیوه تحقیق مى‌تواند فقط وقتى معنى‌دار باشد که انسان حاضر شود حدود بین احکام موضوعى و احکام ارزشى را رها و از نوعى جامعه‌شناسى هنجارمندانه دفاع کند. اتفاقاً چنین توقعاتى از شیوه رفتار پیشین، وقتى وجود خواهد داشت که ضوابط و مقرراتى برابر رفتارها و عملیات ارائه شود و مسائل مربوط به مشروعیت کار حل گردد، اما این پرسش همچنان باقى مى‌ماند که چه کسى مى‌خواهد در چنین شوراى ”برگزیدگان“ خود را به‌صورت نماینده آن ببیند.

در مرحله ایجاد تصمیم‌گیرى سیاسى ابتدائی، اخیراً به اصطلاح سلول‌هاى برنامه‌ریزى ( Planungzelle ـ به گفته دینل ـ Dienel) به‌کار گرفته مى‌شود که در حقیقت کوشش مى‌کنند به نوعى ”تأیید به شهروندان ـ Bürgergutachten“ دست یابند. با این کار شهروندان تا حدودى براساس ضرایب و ارقامى مؤثر برگزیده مى‌شوند و با کارشناسان به بحث و گفتگو مى‌نشینند تا له و علیه آن جبهه‌گیرى کنند. پس از آن گفتگوى گروهى ژرف‌یاب با این هدف دنبال مى‌شود تا به‌طور آزمایشى تصمیمات پخته گرفته و برقرار شود. به این ترتیب دیده مى‌شود که به چه میزان نظریات سیاسى مهم از طریق تغذیه اطلاعات لازم، تغییر مى‌کند. صرف‌نظر از برخى مسائل روشى ـ که به‌ویژه با فرآیند‌هاى پویائى گروهى خاص و معین سر و کار دارند ـ و هیچنین صرف‌نظر از این واقعیت که در اینجا از روش‌هاى عملى مؤثر و نمونه‌اى سخن گفته نمى‌شود، سلول‌هاى برنامه‌ریزى مى‌توانند اندیشه کلى درباره شیوه تصمیم‌گیرى نزدیک به شهروندان که مسلماً مزایائى هم داشته باشند، ارائه کنند.

ما با سلول‌هاى برنامه‌ریزى اکنون در جوار یک سرى روش‌هاى عملى قرار داریم که امروز درباره آنها با عنوان ”تحقیق کنشى ـ Aktionsforschung“ اغلب با ادعاهاى برترى‌طلبانه ـ بحث و گفتگو مى‌شود. این موضوع در اصل عبارت است از اهمیت دادن بین قلمرو تحقیقى و عملى و به‌ویژه در درجه اول در قلمرو عمل (مثلاً در کار اجتماعی) باید مورد بررسى قرار گیرد. دانشمند در عین‌حال بیشتر محقق دگرگون‌ساز است. تحقیق در تبادل با مراحل اولیه عمل، طرح‌ها و زمینه‌هائى به‌ دست مى‌آورد (مثلاً در قلمرو و موادمخدر، زمینه‌هائى مى‌یابد که در آنها بر هم کنشى‌هاى مداوم با تشخص‌ها و معالجات مناسب باید ممکن شود). آنچه در اینجا انتظار مى‌رود نتیجه و فایده‌اى است که به‌عمل نزدیک و از نظر نفس رفتار مهم باشد و از طریق زایل و محو شدن فاصله حساس و بحرانى به ‌دست آید. همین امر ذهنیت درونى (Intersubjektivität) افراد را تضمین مى‌کند. این محوشدگى فاصله هنوز هم اهمیت بیشترى از آنچه در مشاهده شراکتى ایجاد مى‌کند دارد؛ زیرا در اینجا همزمان یراى تحقیق اشتغال و کاربرى مضاعف (Doppelten Engagement) وجود دارد. این امر به هیچ‌وجه با این واقعیت رابطه‌اى ندارد که دانشمندان مى‌توانند به‌صورت ایفاگر نقش کارورز تجربه کننده نیز درآیند و به آن وادى سوق داده شوند یا اینکه گاهى ”باید“ به این‌صورت در آیند. آرى خواست‌هاى روش تحقیق عملى چیزى جز خواست‌هاى عملى صرف است.


قیمت: 100 تومان

gl/l (1107)

gl/l (1107)

پایگاه داده ها چیست؟

دادِگان (پایگاه داده‌ها یا بانک اطلاعاتی) به مجموعه‌ای از اطلاعات با ساختار منظم و سامانمند گفته می‌شود. این پایگاه‌های اطلاعاتی معمولاً در قالبی که برای دستگاه‌ها و رایانه‌ها قابل خواندن و قابل دسترسی باشند ذخیره می‌شوند. البته چنین شیوه ذخیره‌سازی اطلاعات تنها روش موجود نیست و شیوه‌های دیگری مانند ذخیره‌سازی ساده در پرونده‌ها نیز استفاده می‌گردد. مسئله‌ای که ذخیره‌سازی داده‌ها در دادگان را موثر می‌سازد وجود یک ساختار مفهومی است برای ذخیره‌سازی و روابط بین داده‌ها است.

پایگاه داده در اصل مجموعه‌ای سازمان یافته از اطلاعات است.این واژه از دانش رایانه سرچشمه می‌‌گیرد ،اما کاربر وسیع و عمومی نیز دارد، این وسعت به اندازه‌ای است که مرکز اروپایی پایگاه داده (که تعاریف خردمندانه‌ای برای پایگاه داده ایجاد می‌‌کند) شامل تعاریف غیر الکترونیکی برای پایگاه داده می‌‌باشد. در این نوشتار به کاربرد های تکنیکی برای این اصطلاح محدود می‌‌شود.

یک تعریف ممکن این است که: پایگاه داده مجموعه‌ای از رکورد های ذخیره شده در رایانه با یک روش سیستماتیک (اصولی) مثل یک برنامه رایانه‌ای است که می‌‌تواند به سوالات کاربر پاسخ دهد. برای ذخیره و بازیابی بهتر، هر رکورد معمولا به صورت مجموعه‌ای از اجزای داده‌ای یا رویداد ها سازماندهی می‌‌گردد. بخش های بازیابی شده در هر پرسش به اطلاعاتی تبدیل می‌‌شود که برای اتخاذ یک تصمیم کاربرد دارد. برنامه رایانه‌ای که برای مدیریت و پرسش و پاسخ بین پایگاه‌های داده‌ای استفاده می‌‌شود را مدیر سیستم پایگاه داده‌ای یا به اختصار (DBMS) می‌‌نامیم. خصوصیات و طراحی سیستم های پایگاه داده‌ای در علم اطلاعات مطالعه می‌‌شود.

مفهوم اصلی پایگاه داده این است که پایگاه داده مجموعه‌ای از رکورد ها یا تکه هایی از یک شناخت است.نوعا در یک پایگاه داده توصیف ساخت یافته‌ای برای موجودیت های نگه داری شده در پایگاه داده وجود دارد: این توصیف با یک الگو یا مدل شناخته می‌‌شود. مدل توصیفی، اشیا پایگاه‌های داده و ارتباط بین آنها را نشان می‌‌دهد. روش های متفاوتی برای سازماندهی این مدل ها وجود دارد که به آنها مدل های پایگاه داده گوییم. پرکاربرد‌ترین مدلی که امروزه بسیار استفاده می‌‌شود، مدل رابطه‌ای است که به طور عام به صورت زیر تعریف می‌‌شود: نمایش تمام اطلاعاتی که به فرم جداول مرتبط که هریک از سطر ها و ستونها تشکیل شده است(تعریف حقیقی آن در علم ریاضیات برسی می‌‌شود). در این مدل وابستگی ها به کمک مقادیر مشترک در بیش از یک جدول نشان داده می‌‌شود. مدل های دیگری مثل مدل سلسله مراتب و مدل شبکه‌ای به طور صریح تری ارتباط ها را نشان می‌‌دهند.

در مباحث تخصصی تر اصتلاح دادگان یا پایگاه داده به صورت مجموعه‌ای از رکورد های مرتبط با هم تعریف می‌‌شود. بسیاری از حرفه‌ای ها مجموعه‌ای از داده هایی با خصوصیات یکسان به منظور ایجاد یک پایگاه داده‌ای یکتا استفاده می‌‌کنند.

معمولا DBMS ها بر اساس مدل هایی که استفاده می‌‌کنند تقسیم بندی می‌‌شوند: ارتباطی،شی گرا، شبکه‌ای و امثال آن. مدل های داده‌ای به تعیین زبانهای دسترسی به پایگاه‌های داده علاقه مند هستند. بخش قابل توجهی از مهندسی DBMS مستقل از مدل های می‌‌باشد و به فاکتور هایی همچون اجرا، همزمانی،جامعیت و بازیافت از خطاهای سخت افزاری وابسطه است.در این سطح تفاوت های بسیاری بین محصولات وجود دارد.

موارد زیر به صورت خلاصه شرح داده می شود:

•۱ تاریخچه پایگاه داده

•۲ انواع دادگان ها

•۳ مدل های پایگاه داده

۳.۱ مدل تخت

۳.۲ مدل شبکه ای(Network)

۳.۳ مدل رابطه ای

۳.۴ پایگاه داده‌های چند بعدی

۳.۵ پایگاه داده‌های شیء

•۴ ویژگی‌های سیستم مدیریت پایگاه داده‌ها

•۵ فهرست سیستم‌های متداول مدیریت دادگان

1- تاریخچه پایگاه داده

اولین کاربردهای اصطلاح پایگاه داده به June 1963 باز می‌گردد، یعنی زمانی که شرکت System Development Corporation مسئولیت اجرایی یک طرح به نام "توسعه و مدیریت محاسباتی یک پایگاه داده‌ای مرکزی" را بر عهده گرفت. پایگاه داده به عنوان یک واژه واحد در اوایل دهه 70 در اروپا و در اواخر دهه 70 در خبر نامه‌های معتبر آمریکایی به کار رفت.(بانک داده‌ای یا Databank در اوایل سال 1966 در روزنامه واشنگتن کار رفت)

تصویر:اولین سیستم مدیریت پایگاه داده در دهه 60 گسترش یافت. از پیشگامان این شاخه چارلز باخمن می‌‌باشد. مقالات باخمن این را نشان داد که فرضیات او کاربرد بسیار موثرتری برای دسترسی به وسایل ذخیره سازی را محیا می‌‌کند. در آن زمانها پردازش داده بر پایه کارت های منگنه و نوار های مغناطیسی بود که پردازش سری اطلاعات را مهیا می‌‌کند. دو نوع مدل داده‌ای در آن زمانها ایجاد شد:CODASYL موجب توسعه مدل شبکه‌ای شدکه ریشه در نظریات باخمن داشت و مدل سلسله مراتبی که توسط North American Rockwell ایجاد شد و بعدا با اقباس از آن شرکت IBM محصولIMS را تولید نمود.

مدل رابطه‌ای توسط E. F. Codd در سال 1970 ارائه شد.او مدل های موجود را مورد انتقاد قرار می‌‌داد. برای مدتی نسبتا طولانی این مدل در مجامع علمی مورد تایید بود. اولین محصول موفق برای میکرو کامپیوتر ها dBASE بودکه برای سیستم عامل هایCP/M و PC-DOS/MS-DOS ساخته شد. در جریان سال 1980 پژوهش بر روی مدل توزیع شده (distributed database) و ماشین های دادگانی (database machines) متمرکز شد، اما تاثیر کمی بر بازار گذاشت. در سال 1990 توجهات به طرف مدل شی گرا(object-oriented databases) جلب شد. این مدل جهت کنترل داده‌های مرکب لازم بود و به سادگی بر روی پایگاه داده‌های خاص، مهندسی داده(شامل مهندسی نرم افزار منابع) و داده‌های چند رسانه‌ای کار می‌‌کرد.

در سال 2000 نوآوری تازه‌ای رخ داد و دادگان اکس‌ام‌ال (XML) به وجود آمد. هدف این مدل از بین بردن تفاوت بین مستندات و داده ها است و کمک می‌‌کند که منابع اطلاعاتی چه ساخت یافته باشند یا نه در کنار هم قرار گیرند.

2- انواع دادگان ها

دادگان‌ها از نظر ساختار مفهومی و شیوه‌ای رفتار با داده‌ها بر دو نوع هستند :

1.دادگان رابطه‌ای

2.دادگان شی‌گرا

3- مدل های پایگاه داده

شگرد های مختلفی برای مدل های داده‌ای وجود دارد. بیشتر سیستم های پایگاه داده‌ای هر چند که طور معمول بیشتر از یک مدل را مورد حمایت قرار می‌‌دهند، حول یک مدل مشخص ایجاد شده اند. برای هر یک از الگوهای های منطقی (logical model) اجراهای فیزیکی مختلفی قابل پیاده شدن است و سطوح کنترل مختلفی در انطباق فیزیکی برای کاربران محیا می‌‌کند. یک انتخاب مناسب تاثیر موثری بر اجرا دارد. مثالی از موارد الگوی رابطه‌ای (relational model) است: همه رویدادهای مهم در مدل رابطه‌ای امکان ایجاد نمایه‌هایی که دسترسی سریع به سطرها در جدول را می‌‌دهد،فراهم می‌‌شود.

یک مدل داده‌ای تنها شیوه ساختمان بندی داده ها نیست بلکه معمولا به صورت مجموعه‌ای از عملیات ها که می‌‌تواند روی داده ها اجرا شود تعریف می‌‌شوند. برای مثال در مدل رابطه‌ای عملیاتی همچون گزینش (selection)، طرح ریزی (projection) و اتصال (join) تعریف می‌‌گردد.

۳.۱ مدل تخت

مدل تخت یا جدولی (flat (or table) model ) تشکیل شده است از یک آرایه دو بعدی با عناصر داده‌ای که همه اجزای یک ستون به صورت داده‌های مشابه فرض می‌‌شود و همه عناصر یک سطر با هم در ارتباط هستند. برای نمونه در ستون هایی که برای نام کاربری و رمز عبور در جزئی از سیستم های پایگاه داده‌ای امنیتی مورد استفاده قرار می‌‌گیرد هر سطر شامل رمز عبوری است که مخصوص یک کاربر خاص است. ستون های جدول که با آن در ارتباط هستند به صورت داده کاراکتری، اطلاعات زمانی، عدد صحیح یا اعداد ممیز شناور تعریف می‌‌شوند. این مدل پایه برنامه‌های محاسباتی(spreadsheet) است.

پایگاه داده ها با فایل های تخت به سادگی توسط فایل های متنی تعریف می‌‌شوند. هر رکورد یک خط است و فیلد ها به کمک جدا کننده هایی از هم مجزا می‌‌شوند. فرضا به مثال زیر دقت کنید:

id name team

1 Amy Blues

2 Bob Reds

3 Chuck Blues

4 Dick Blues

5 Ethel Reds

6 Fred Blues

7 Gilly Blues

8 Hank Reds

داده‌های هر ستون مشابه هم است ما به این ستونها فیلد ها (fields) گوییم. و هر خط را غیر از خط اول یک رکورد(record) می‌‌نامیم. خط اول را که برخی پایگاه‌های داده‌ای آنرا ندارند رکورد برچسب(field labels) گوییم. هر مقدار داده‌ای اندازه خاص خود را دارد که اگر به آن اندازه نرسد می‌‌توان از کاراکنر فاصله برای این منظور استفاده کرد اما این مسئله مخصوصا زمانی که بخواهیم اطلاعات را بر روی کارت های منگنه قرار دهیم مشکل ساز خواهد شد. امروزه معمولا از نویسه TAB برای جداسازی فیلد ها و کاراکتر خط بعد برای رکورد بعدی استفاده می‌‌کنیم. البته شیوه‌های دیگری هم وجود دارد مثلا به مثال زیر دقت کنید:

"1","Amy","Blues"

"2","Bob","Reds"

"3","Chuck","Blues"

"4","Dick","Blues"

"5","Ethel","Reds"

"6","Fred","Blues"

"7","Gilly","Blues"

"8","Hank","Reds"

این مثال از جدا کننده کاما استفاده می‌‌کند.در این نوع مدل تنها قابلیت حذف،اضافه،دیدن و ویرایش وجود دارد که ممکن است کافی نباشد.Microsoft Excel این مدل را پیاده سازی می‌کند.

۳.2 مدل شبکه ای(Network)

در سال 1969 و در کنفرانس زبانهای سیستم های داده‌ای (CODASYL) توسطCharles Bachman ارائه شد. در سال 1971 مجددا مطرح شد و اساس کار پایگاه داده‌ای قرار گرفت و در اوایل دهه 80 با ثبت آن درسازمان بین المللی استانداردهای جهانی یا ISO به اوج رسید.

مدل شبکه‌ای (database model) بر پایه دو سازه مهم یعنی مجموعه ها و رکورد ها ساخته می‌‌شود و برخلاف روش سلسله مراتبی که از درخت استفاده می‌‌کند، گراف را به کار می‌‌گیرد. مزیت این روش بر سلسله مراتبی این است که مدل های ارتباطی طبیعی بیشتری را بین موجودیت ها فراهم می‌‌کند. الی رغم این مزیت ها به دو دلیل اساسی این مدل با شکست مواجه شد: اول اینکه شرکت IBM با تولید محصولات IMS و DL/I که بر پایه مدل سلسله مراتبی است این مدل را نادیده گرفت. دوم اینکه سرانجام مدل رابطه‌ای (relational model) جای آن را گرفت چون سطح بالاتر و واضح تر بود. تا اوایل دهه 80 به علت کارایی رابط های سطح پایین مدل سلسله مراتبی و شبکه‌ای پیشنهاد می‌‌شد که بسیاری از نیاز های آن زمان را برطرف می‌‌کرد. اما با سریعتر شدن سخت افزار به علت قابلیت انعطاف و سودمندی بیشتر سیستم های رابطه‌ای به پیروزی رسیدند.

رکورد ها در این مدل شامل فیلد هایی است( ممکن است همچون زبان کوبول (COBOL) به صورت سلسله مراتب اولویتی باشد). مجموعه ها با ارتباط یک به چند بین رکورد ها تعریف می‌‌شود: یک مالک و چند عضو. عملیات های مدل شبکه‌ای از نوع هدایت کننده است: یک برنامه در موقعیت جاری خود باقی می‌‌ماند و از یک رکورد به رکورد دیگر می‌‌رود هر گاه که ارتباطی بین آنها وجود داشته باشد. معمولا از اشاره‌گرها(pointers) برای آدرس دهی مستقیم به یک رکورد در دیسک استفاده می‌‌شود. با این تکنیک کارایی بازیابی اضافه می‌‌شود هر چند در نمایش ظاهری این مدل ضروری نیست .

۳.3 مدل رابطه ای

مدل رابطه ای (relational model) در یک مقاله تحصیلی توسط E. F. Codd در سال 1970 ارائه گشت. این مدل یک مدل ریاضیاتی است که با مفاهیمی چون مستندات منطقی (predicate logic) و تئوری مجموعه ها (set theory) در ارتباط است. محصولاتی همچون اینگرس،اراکل، DB2 وسرور اس‌کیوال (SQL Server) بر این پایه ایجاد شده است. ساختار داده ها در این محصولات به صورت جدول است با این تفاوت که می‌‌تواند چند سطر داشته باشد. به عبارت دیگر دارای جداول چند گانه است که به طور صریح ارتباطات بین آنها بیان نمی‌شود و در عوض کلید هایی به منظور تطبیق سطر ها در جداول مختلف استفاده می‌‌شود. به عنوان مثال جدول کارمندان ممکن است ستونی به نام "موقعیت" داشته باشد که کلید جدول موقعیت را با هم تطبیق می‌‌دهد.

۳.4 پایگاه داده‌های چند بعدی

پایگاه داده‌های رابطه‌ای توانست به سرعت بازار را تسخیر کند، هرچند کارهایی نیز وجود داشت که این پایگاه داده‌ها نمی‌توانست به خوبی انجام دهد. به ویژه به کارگیری کلیدها در چند رکورد مرتبط به هم و در چند پایگاه داده مشترک، کندی سیستم را موجب می‌شد. برای نمونه برای یافتن نشانی کاربری با نام دیوید، سیستم رابطه‌ای باید نام وی را در جدول کاربر جستجو کند و کلید اصلی (primary key ) را بیابد و سپس در جدول نشانی‌ها، دنبال آن کلید بگردد. اگر چه این وضعیت از نظر کاربر، فقط یک عملیات محسوب، اما به جستجو درجداول نیازمند است که این کار پیچیده و زمان بر خواهد بود. راه کار این مشکل این است که پایگاه داده‌ها اطلاعات صریح درباره ارتباط بین داده‌ها را ذخیره نماید. می‌توان به جای یافتن نشانی دیوید با جستجو ی کلید در جدول نشانی، اشاره‌گر به داده‌ها را ذخیره نمود. در واقع، اگر رکورد اصلی، مالک داده باشد، در همان مکان فیزیکی ذخیره خواهد شد و از سوی دیگر سرعت دسترسی افزایش خواهد یافت.

چنین سیستمی را پایگاه داده‌های چند بعدی می‌نامند. این سیستم در هنگامی که از مجموعه داده‌های بزرگ استفاده می‌شود، بسیار سودمند خواهد بود. از آنجاییکه این سیستم برای مجموعه داده‌های بزرگ به کار می‌رود، هیچگاه در بازار به طور مستقیم عمومیت نخواهد یافت.

۳.5 پایگاه داده‌های شیء

اگر چه سیستم‌های چند بعدی نتوانستند بازار را تسخیر نمایند، اما به توسعه سیستم‌های شیء منجر شدند. این سیستم‌ها که مبتنی بر ساختار و مفاهیم سیستم‌های چند بعدی هستند، به کاربر امکان می‌دهند تا اشیاء را به طور مستقیم در پایگاه داده‌ها ذخیره نماید. بدین ترتیب ساختار برنامه نویسی شیء گرا (object oriented ) را می‌توان به طور مستقیم و بدون تبدیل نمودن به سایر فرمت‌ها، در پایگاه داده‌ها مورد استفاده قرار داد. این وضعیت به دلیل مفاهیم مالکیت (ownership) در سیستم چند بعدی، رخ می‌دهد. در برنامه شیء گرا (OO)، یک شیء خاص "مالک " سایر اشیاء در حافظه است، مثلا دیوید مالک نشانی خود می‌باشد. در صورتی که مفهوم مالکیت در پایگاه داده‌های رابطه‌ای وجود ندارد.

4- ویژگی‌های سیستم مدیریت پایگاه داده‌ها

پس از این مقدمه به توصیف سیستم مدیریت پایگاه داده‌ها می‌پردازیم. سیستم مدیریت پایگاه داده‌ها، مجموعه‌ای پیچیده از برنامه‌های نرم‌افزاری است که ذخیره سازی و بازیابی داده‌های (فیلدها، رکوردها و فایل‌ها) سازمان را در پایگاه داده‌ها، کنترل می‌کند. این سیستم، کنترل امنیت و صحت پایگاه داده‌ها را نیز بر عهده دارد. سیستم مدیریت پایگاه داده‌ها، درخواست‌های داده را از برنامه می‌پذیرد و به سیستم عامل دستور می‌دهد تا داده‌ها ی مناسب را انتقال دهد. هنگامی که چنین سیستمی مورد استفاده قرار می‌گیرد، اگر نیازمندیهای اطلاعاتی سازمانی تغییر یابد، سیستم‌های اطلاعاتی نیز آسانتر تغییر خواهند یافت. سیستم مذکور از صحت پایگاه داده‌ها پشتیبانی می‌کند. بدین ترتیب که اجازه نمی‌دهد بیش از یک کاربر در هر لحظه، یک رکورد را به روز رسانی کند. این سیستم رکوردهای تکراری را در خارج پایگاه داده‌ها نگاه می‌دارد. برای مثال، هیچ دو مشترک با یک شماره مشتری، نمی‌توانند در پایگاه داده‌ها وارد شوند. این سیستم روشی برای ورود و به روز رسانی تعاملی پایگاه داده‌ها فراهم می‌آورد. یک سیستم اطلاعات کسب و کار از موضوعاتی نظیر (مشتریان، کارمندان، فروشندگان و غیره) و فعالیت‌هایی چون (سفارشات، پرداخت‌ها، خریدها و غیره) تشکیل شده است. طراحی پایگاه داده‌ها، فرایند تصمیم گیری درباره نحوه سازماندهی این داده‌ها در انواع رکوردها و برقراری ارتباط بین رکوردهاست.سیستم مدیریت پایگاه داده‌ها می‌تواند ساختار داده‌ها و ارتباط آنها را در سازمان به طور اثر بخش نشان دهد. سه نوع مدل متداول سازمانی عبارتند از: سلسله مراتبی، شبکه‌ای و رابطه‌ای. یک سیستم مدیریت پایگاه داده‌ها ممکن است یک، دو یا هر سه روش را فراهم آورد. سرورهای پایگاه داده‌ها، کامپیوترهایی هستند که پایگاه داده‌های واقعی را نگاه می‌دارند و فقط سیستم مدیریت پایگاه داده‌ها و نرم‌افزار مربوطه را اجرا می‌کنند. معمولا این سرورها رایانه‌های چند پردازنده‌ای با آرایه‌های دیسک RAID برای ذخیره سازی می‌باشند.

5- فهرست سیستم‌های متداول مدیریت دادگان

معروف‌ترین این نرم‌افزارهای مدیریت دادگان‌ها می‌توان به چند نمونه زیر اشاره کرد:

1.Oracle

2.Microsoft SQL Server

3.MySQL

4.PostregSQL

5.DB2

6.Microsoft Access

واژه دادگان از برابرنهاده‌های فرهنگستان زبان فارسی می‌باشد.

تاریخچه پایگاه داده

اولین کاربردهای اصطلاح پایگاه داده به June 1963 باز می‌گردد، یعنی زمانی که شرکت System Development Corporation مسئولیت اجرایی یک طرح به نام "توسعه و مدیریت محاسباتی یک پایگاه داده‌ای مرکزی" را بر عهده گرفت. پایگاه داده به عنوان یک واژه واحد در اوایل دهه 70 در اروپا و در اواخر دهه 70 در خبر نامه‌های معتبر آمریکایی به کار رفت.(بانک داده‌ای یا Databank در اوایل سال 1966 در روزنامه Washington Post به کار رفت)

اولین سیستم مدیریت پایگاه داده در دهه 60 گسترش یافت. از پیشگامان این شاخه Charles Bachman می‌‌باشد. مقالات Bachman این را نشان داد که فرضیات او کاربرد بسیار موثرتری برای دسترسی به وسایل ذخیره سازی را محیا می‌‌کند. در آن زمانها پردازش داده بر پایه کارت های منگنه و نوار های مغناطیسی بود که پردازش سری اطلاعات را مهیا می‌‌کند. دو نوع مدل داده‌ای در آن زمانها ایجاد شد:CODASYL (Conference on Data Systems Languages) موجب توسعه مدل شبکه‌ای شدکه ریشه در نظریات Bachman داشت و مدل سلسله مراتبی که توسط North American Rockwell ایجاد شد و بعدا با اقباس از آن شرکت IBM محصولIMS را تولید نمود.

مدل رابطه‌ای توسط E. F. Codd در سال 1970 ارائه شد.او مدل های موجود را مورد انتقاد قرار می‌‌داد. برای مدتی نسبتاً طولانی این مدل در مجامع علمی مورد تایید بود. اولین محصول موفق برای میکرو کامپیوتر ها dBASE بودکه برای سیستم عامل هایCP/M و PC-DOS/MS-DOS ساخته شد. در جریان سال 1980 تحقیقات بر روی مدل توزیع شده(distributed database) و ماشین های پایگاه داده ای(database machines) متمرکز شد، اما تأثیر کمی بر بازار گذاشت. در سال 1990 توجهات به طرف مدل شی گرا(object-oriented databases) جلب شد. این مدل جهت کنترل داده‌های مرکب لازم بود و به سادگی بر روی پایگاه داده‌های خاص، مهندسی داده(شامل مهندسی نرم افزار منابع) و داده‌های چند رسانه‌ای کار می‌‌کرد.

در سال 2000 نوآوری تازه‌ای رخ داد و XML database به وجود آمد. هدف این مدل از بین بردن تفاوت بین مستندات و داده‌ها است و کمک می‌‌کند که منابع اطلاعاتی چه ساخت یافته باشند یا نه در کنار هم قرار گیرند.

مدل های DataBase

شگرد های مختلفی برای مدل های داده‌ای وجود دارد. بیشتر سیستم های پایگاه داده‌ای هر چند که طور معمول بیشتر از یک مدل را مورد حمایت قرار می‌‌دهند، حول یک مدل مشخص ایجاد شده اند. برای هر یک از مدل های منطقی(logical model) اجرا های فیزیکی مختلفی قابل پیاده شدن است و سطوح کنترل مختلفی در انطباق فیزیکی برای کاربران محیا می‌‌کند. یک انتخاب مناسب تأثیر موثری بر اجرا دارد. مثالی از موارد مدل رابطه‌ای (relational model) است: همه رویدادهای مهم در مدل رابطه‌ای امکان ایجاد ایندکس هایی که دسترسی سریع به سطر ها در جدول را می‌‌دهد،فراهم می‌‌شود.

یک مدل داده‌ای تنها شیوه ساختمان بندی داده‌ها نیست بلکه معمولاً به صورت مجموعه‌ای از عملیات ها که می‌‌تواند روی داده‌ها اجرا شود تعریف می‌‌شوند. برای مثال در مدل رابطه‌ای عملیاتی همچون انتخاب(selection)، طرح ریزی(projection) و اتصال(join) تعریف می‌‌گردد.

مدل تخت(Flat)

مدل تخت یا جدولی(flat (or table) model ) تشکیل شده است از یک آرایه دو بعدی با عناصر داده‌ای که همه اجزای یک ستون به صورت داده‌های مشابه فرض می‌‌شود و همه عناصر یک سطر با هم در ارتباط هستند. برای نمونه در ستون هایی که برای نام کاربری و رمز عبور در جزئی از سیستم های پایگاه داده‌ای امنیتی مورد استفاده قرار می‌‌گیرد هر سطر شامل رمز عبوری است که مخصوص یک کاربر خاص است. ستون های جدول که با آن در ارتباط هستند به صورت داده کاراکتری، اطلاعات زمانی، عدد صحیح یا اعداد ممیز شناور تعریف می‌‌شوند. این مدل پایه برنامه‌های محاسباتی(spreadsheet) است.

پایگاه داده ه با فایل های تخت به سادگی توسط فایل های متنی تعریف می‌‌شوند. هر رکورد یک خط است و فیلد ها به کمک جدا کننده هایی از هم مجزا می‌‌شوند. فرضا به مثال زیر دقت کنید:

id name team 1 Amy Blues 2 Bob Reds 3 Chuck Blues 4 Dick Blues 5 Ethel Reds 6 Fred Blues 7 Gilly Blues 8 Hank Reds

داده‌های هر ستون مشابه هم است ما به این ستونها فیلد ها (fields) گوییم. و هر خط را غیر از خط اول یک رکورد(record) می‌‌نامیم. خط اول را که برخی پایگاه‌های داده‌ای آنرا ندارند رکورد برچسب(field labels) گوییم. هر مقدار داده‌ای اندازه خاص خود را دارد که اگر به آن اندازه نرسد می‌‌توان از کاراکنر فاصله برای این منظور استفاده کرد اما این مسئله مخصوصا زمانی که بخواهیم اطلاعات را بر روی کارت های منگنه قرار دهیم مشکل ساز خواهد شد. امروزه معمولاً از کاراکتر TAB برای جدا سازی فیلد ها و کاراکتر خط بعد برای رکورد بعدی استفاده می‌‌کنیم. البته شیوه‌های دیگری هم وجود دارد مثلاً به مثال زیر دقت کنید:

"1","Amy","Blues" "2","Bob","Reds" "3","Chuck","Blues" "4","Dick","Blues" "5","Ethel","Reds" "6","Fred","Blues" "7","Gilly","Blues" "8","Hank","Reds"

این مثال از جدا کننده کاما استفاده می‌‌کند.در این نوع مدل تنها قابلیت حذف،اضافه،دیدن و ویرایش وجود دارد که ممکن است کافی نباشد.Microsoft Excel این مدل را پیاده سازی می‌کند.

مدل شبکه ای(Network)

در سال 1969 و در کنفرانس زبانهای سیستم های داده‌ای (CODASYL) توسطCharles Bachman ارائه شد. در سال 1971 مجدداً مطرح شد و اساس کار پایگاه داده‌ای قرار گرفت و در اوایل دهه 80 با ثبت آن درسازمان بین المللی استانداردهای جهانی یا ISO به اوج رسید.

مدل شبکه‌ای (database model) بر پایه دو سازه مهم یعنی مجموعه‌ها و رکورد ها ساخته می‌‌شود و برخلاف روش سلسله مراتبی که از درخت استفاده می‌‌کند، گراف را به کار می‌‌گیرد. مزیت این روش بر سلسله مراتبی این است که مدل های ارتباطی طبیعی بیشتری را بین موجودیت ها فراهم می‌‌کند. الی رغم این مزیت ها به دو دلیل اساسی این مدل با شکست مواجه شد: اول اینکه شرکت IBM با تولید محصولات IMS و DL/I که بر پایه مدل سلسله مراتبی است این مدل را نادیده گرفت. دوم اینکه سرانجام مدل رابطه‌ای (relational model) جای آن را گرفت چون سطح بالاتر و واضح تر بود. تا اوایل دهه 80 به علت کارایی رابط های سطح پایین مدل سلسله مراتبی و شبکه‌ای پیشنهاد می‌‌شد که بسیاری از نیاز های آن زمان را برطرف می‌‌کرد. اما با سریعتر شدن سخت افزار به علت قابلیت انعطاف و سودمندی بیشتر سیستم های رابطه‌ای به پیروزی رسیدند.

رکورد ها در این مدل شامل فیلد هایی است( ممکن است همچون زبانCOBOL به صورت سلسله مراتب اولویتی باشد). مجموعه‌ها با ارتباط یک به چند بین رکورد ها تعریف می‌‌شود: یک مالک و چند عضو. عملیات های مدل شبکه‌ای از نوع هدایت کننده است: یک برنامه در موقعیت جاری خود باقی می‌‌ماند و از یک رکورد به رکورد دیگر می‌‌رود هر گاه که ارتباطی بین آنها وجود داشته باشد. معمولاً از اشاره گر ها(pointers) برای آدرس دهی مستقیم به یک رکورد در دیسک استفاده می‌‌شود. با این تکنیک کارایی بازیابی اضافه می‌‌شود هر چند در نمایش ظاهری این مدل ضروری نیست .

مدل رابطه ای(Relational)

مدل رابطه ای(relational model) در یک مقاله تحصیلی توسط E. F. Codd در سال 1970 ارائه گشت. این مدل یک مدل ریاضیاتی است که با مفاهیمی چون مستندات منطقی(predicate logic) و تئوری مجموعه ها(set theory) در ارتباط است. محصولاتی همچون Ingres ،Oracle، DB2 و SQL Server بر این پایه ایجاد شده است. ساختار داده‌ها در این محصولات به صورت جدول است با این تفاوت که می‌‌تواند چند سطر داشته باشد. به عبارت دیگر دارای جداول چند گانه است که به طور صریح ارتباطات بین آنها بیان نمی‌شود و در عوض کلید هایی به منظور تطبیق سطر ها در جداول مختلف استفاده می‌‌شود. به عنوان مثال جدول کارمندان ممکن است ستونی به نام "موقعیت" داشته باشد که کلید جدول موقعیت را با هم تطبیق می‌‌دهد.

پایگاه داده‌های چند بعدی

پایگاه داده‌های رابطه‌ای توانست به سرعت بازار را تسخیر کند، هرچند کارهایی نیز وجود داشت که این پایگاه داده‌ها نمی‌توانست به خوبی انجام دهد. به ویژه به کارگیری کلیدها در چند رکورد مرتبط به هم و در چند پایگاه داده مشترک، کندی سیستم را موجب می‌شد. برای نمونه برای یافتن نشانی کاربری با نام دیوید، سیستم رابطه‌ای باید نام وی را در جدول کاربر جستجو کند و کلید اصلی (primary key ) را بیابد و سپس در جدول نشانی‌ها، دنبال آن کلید بگردد. اگر چه این وضعیت از نظر کاربر، فقط یک عملیات محسوب، اما به جستجو درجداول نیازمند است که این کار پیچیده و زمان بر خواهد بود. راه کار این مشکل این است که پایگاه داده‌ها اطلاعات صریح درباره ارتباط بین داده‌ها را ذخیره نماید. می‌توان به جای یافتن نشانی دیوید با جستجو ی کلید در جدول نشانی، اشاره‌گر به داده‌ها را ذخیره نمود. در واقع، اگر رکورد اصلی، مالک داده باشد، در همان مکان فیزیکی ذخیره خواهد شد و از سوی دیگر سرعت دسترسی افزایش خواهد یافت.

چنین سیستمی را پایگاه داده‌های چند بعدی می‌نامند. این سیستم در هنگامی که از مجموعه داده‌های بزرگ استفاده می‌شود، بسیار سودمند خواهد بود. از آنجاییکه این سیستم برای مجموعه داده‌های بزرگ به کار می‌رود، هیچگاه در بازار به طور مستقیم عمومیت نخواهد یافت.

پایگاه داده‌های شیء

اگر چه سیستم‌های چند بعدی نتوانستند بازار را تسخیر نمایند، اما به توسعه سیستم‌های شیء منجر شدند. این سیستم‌ها که مبتنی بر ساختار و مفاهیم سیستم‌های چند بعدی هستند، به کاربر امکان می‌دهند تا اشیاء را به طور مستقیم در پایگاه داده‌ها ذخیره نماید. بدین ترتیب ساختار برنامه نویسی شیء گرا (object oriented ) را می‌توان به طور مستقیم و بدون تبدیل نمودن به سایر فرمت‌ها، در پایگاه داده‌ها مورد استفاده قرار داد. این وضعیت به دلیل مفاهیم مالکیت (ownership) در سیستم چند بعدی، رخ می‌دهد. در برنامه شیء گرا (OO)، یک شیء خاص "مالک " سایر اشیاء در حافظه است، مثلاً دیوید مالک نشانی خود می‌باشد. در صورتی که مفهوم مالکیت در پایگاه داده‌های رابطه‌ای وجود ندارد.

ویژگی‌های سیستم مدیریت پایگاه داده‌ها

پس از این مقدمه به توصیف سیستم مدیریت پایگاه داده‌ها می‌پردازیم. سیستم مدیریت پایگاه داده‌ها، مجموعه‌ای پیچیده از برنامه‌های نرم‌افزاری است که ذخیره سازی و بازیابی داده‌های (فیلدها، رکوردها و فایل‌ها) سازمان را در پایگاه داده‌ها، کنترل می‌کند. این سیستم، کنترل امنیت و صحت پایگاه داده‌ها را نیز بر عهده دارد. سیستم مدیریت پایگاه داده‌ها، درخواست‌های داده را از برنامه می‌پذیرد و به سیستم عامل دستور می‌دهد تا داده‌ها ی مناسب را انتقال دهد. هنگامی که چنین سیستمی مورد استفاده قرار می‌گیرد، اگر نیازمندیهای اطلاعاتی سازمانی تغییر یابد، سیستم‌های اطلاعاتی نیز آسانتر تغییر خواهند یافت. سیستم مذکور از صحت پایگاه داده‌ها پشتیبانی می‌کند. بدین ترتیب که اجازه نمی‌دهد بیش از یک کاربر در هر لحظه، یک رکورد را به روز رسانی کند. این سیستم رکوردهای تکراری را در خارج پایگاه داده‌ها نگاه می‌دارد. برای مثال، هیچ دو مشترک با یک شماره مشتری، نمی‌توانند در پایگاه داده‌ها وارد شوند. این سیستم روشی برای ورود و به روز رسانی تعاملی پایگاه داده‌ها فراهم می‌آورد. یک سیستم اطلاعات کسب و کار از موضوعاتی نظیر (مشتریان، کارمندان، فروشندگان و غیره) و فعالیت‌هایی چون (سفارشات، پرداخت‌ها، خریدها و غیره) تشکیل شده است. طراحی پایگاه داده‌ها، فرایند تصمیم گیری درباره نحوه سازماندهی این داده‌ها در انواع رکوردها و برقراری ارتباط بین رکوردهاست.سیستم مدیریت پایگاه داده‌ها می‌تواند ساختار داده‌ها و ارتباط آنها را در سازمان به طور اثر بخش نشان دهد. سه نوع مدل متداول سازمانی عبارت‌اند از: سلسله مراتبی، شبکه‌ای و رابطه‌ای. یک سیستم مدیریت پایگاه داده‌ها ممکن است یک، دو یا هر سه روش را فراهم آورد. سرورهای پایگاه داده‌ها، کامپیوترهایی هستند که پایگاه داده‌های واقعی را نگاه می‌دارند و فقط سیستم مدیریت پایگاه داده‌ها و نرم‌افزار مربوطه را اجرا می‌کنند. معمولاً این سرورها کامپیوترهای چند پردازنده‌ای با آرایه‌های دیسک RAID برای ذخیره سازی می‌باشند.

پایگاه داده ها

مجموعه‌ای از موجودیتهای مرتبط به هم، شامل جداول، فرمها، گزارشها، پرس و جوها و اسکریپتها که توسط یک سیستم مدیریت پایگاه داده‌ها(DBMS) ایجاد و سازمان دهی می‌شوند. پایگاه داده‌ها تقریباً می‌تواند شامل هر نوع داده‌ای، مانند لیستی از مشترکین مجله، دادههای شخصی در مورد در مورد فضانوردان شاتل فضایی، یا مجوعه‌ای از تصاویر گرافیکی و برشهای تصویری باشد.

پایگاه داده‌ای رابطه‌ای

نوعی پایگاه داده‌ها، با سیستم مدیریت پایگاه داده‌ها که اطلاعات را در جدولی (ردیفها و ستونها) ذخیره کرده و با استفاده از داده‌های ستونهای مشخصی از یک جدول، برای یافتین داده‌های دیگری در یک جدول دیگر جستجو به عمل می‌آورد. در پایگاه دادهای رابطه‌ای، ردیفهای جدول نشانگر رکوردها (مجموعه اطلاعات مربوط به موارد جداگانه) و ستونها نشانگر فیلدها هستند. در عملیات جستجو، پایگاه داده‌های رابطه‌ای، اطلاعات یک فیلد یک جدول را با فیلد مربوطه در جدول دیگری تطبیق داده و ترکیب داده‌های خواسته شده را از هر دو جدول در جدول سومی قرار می‌دهد. به عبارت دیگر پایگاه داده‌ای رابطه‌ای مقادیر دو جدول را برای ارتباط دادن اطلاعات یکی با دیگری تطبیق می‌دهد.

شرکت اوراکل

شرکت اوراکل (Oracle Corporation) یکی از شرکت‌های بزرگ آمریکایی است که محصول اصلی آن نرم‌افزار پایگاه داده‌های اوراکل است. این شرکت پر قدرت‌ترین شرکت در زمینهٔ سامانه‌های مدیریت پایگاه‌های داده و از مهم‌ترین تولید کنندگان نرم‌افزارهای طرح‌ریزی منابع سازمانی (ERP) است.

ریاست این شرکت هم‌اکنون برعهدهٔ لری الیسون است.


عنوان دومین مطلب آزمایشی من

این متن دومین مطلب آزمایشی من است که به زودی آن را حذف خواهم کرد.

زکات علم، نشر آن است. هر وبلاگ می تواند پایگاهی برای نشر علم و دانش باشد. بهره برداری علمی از وبلاگ ها نقش بسزایی در تولید محتوای مفید فارسی در اینترنت خواهد داشت. انتشار جزوات و متون درسی، یافته های تحقیقی و مقالات علمی از جمله کاربردهای علمی قابل تصور برای ,بلاگ ها است.

همچنین وبلاگ نویسی یکی از موثرترین شیوه های نوین اطلاع رسانی است و در جهان کم نیستند وبلاگ هایی که با رسانه های رسمی خبری رقابت می کنند. در بعد کسب و کار نیز، روز به روز بر تعداد شرکت هایی که اطلاع رسانی محصولات، خدمات و رویدادهای خود را از طریق بلاگ انجام می دهند افزوده می شود.

عنوان اولین مطلب آزمایشی من

این متن اولین مطلب آزمایشی من است که به زودی آن را حذف خواهم کرد.

مرد خردمند هنر پیشه را، عمر دو بایست در این روزگار، تا به یکی تجربه اندوختن، با دگری تجربه بردن به کار!

اگر همه ما تجربیات مفید خود را در اختیار دیگران قرار دهیم همه خواهند توانست با انتخاب ها و تصمیم های درست تر، استفاده بهتری از وقت و عمر خود داشته باشند.

همچنین گاهی هدف از نوشتن ترویج نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده یا ابراز احساسات و عواطف اوست. برخی هم انتشار نظرات خود را فرصتی برای نقد و ارزیابی آن می دانند. البته بدیهی است کسانی که دیدگاه های خود را در قالب هنر بیان می کنند، تاثیر بیشتری بر محیط پیرامون خود می گذارند.

Designed By Erfan Powered by Bayan